گره کوری که دست روس‌ها را می‌بوسد

زهره نوروزپور: دکتر بهرام امیراحمدیان کارشناس، محقق و پژوهشگر آسیای میانه و قفقاز معتقد است بحران گروگانگیری در ارمنستان مربوط به منطقه قره باغ است و این گره، دست روسها را می بوسد. وی دربارۀ شروع نا آرامی ها و گروگانگیری در ارمنستان و به خصوص ایروان پایتخت این کشور به خبرآنلاین گفت: «ماجراي گروگانگیري مسلحانه در پاسگاه پليس در پايتخت ارمنستان پدیده ای شگفت انگیز بود. در همه نوع گروگانگیری دیده شده است که در آن پلیس وارد صحنه می شود و گروگانگیران را سرکوب و گروگانها را از چنگ گروگانگیران آزاد می کند. اما اینجا گروگانگیران وارد اداره پلیس شده و مقامات عالی رتبه پلیس را به گروگان گرفتند. پليسي كه بايد حافظ جان مردم باشد، نتوانسته خودش را حفظ كند. پلیسی که در این کشور با پرداخت مالیات شهروندان اداره می شود، نتوانسته امنیت خود را تامین کند. این معمای بزرگی برای امنیت ارمنستان است. کشوری که در حالت جنگ قرار دارد.»

مشروح این گفتگو را از نظر می گذرانید:

آیا بحران موجود در ارمنستان می تواند نشانه نوعی بحران دورنی باشد؟آیا این مساله به قره باغ مرتبط است؟
اين موضوع از سوي افكار عمومي ارمنستان مورد سوال قرار گرفته و انتقاد از دولت سركيسيان را سبب شده است. گروگانگيران كه از مخالفان سياسي دولت ارمنستان هستند و خود را «شجاعان ساسون» می‌خوانند، مطالبات سیاسی را با اسلحه و گروگانگیری طلب می کنند. شجاعان ساسون مخالف تحولات در صلح قره باغ هستند و با دولت مركزي ارمنستان هم راستا و همسو نيستند و خود مايل به تصميم گيري درباره سرنوشت قره باغ هستند.

واکنش روسیه تا کنون چه بوده است؟ آیا در اتفاقات ارمنستان نقشی داشت؟
ارمنستان به اتحادیه اقتصادی ارواسیا پیوسته است که در آن روسیه رهبری بلامنازع را در دست دارد و می خواهد در برابر تحریم اقتصادی اتحادیه اروپا خود را به یک بلوک بزرگ اقتصادی تبدیل کند. بحران اوکراین نیز از همین سازمان آغاز شد زیرا پارلمان اوکراین در برابر دولت آقای یانوکوویچ که علاقه مند به پیوستن به این اتحادیه بود، ایستادگی کرد. اوکراین بخش مهمی از این اتحادیه در نظر گرفته شده بود و نقش مهمی می توانست بازی کند. این مخالفت خوشایند روسیه نبود. بلاروس، قزاقستان، تاجیکستان و قرقیزستان نیز در این اتحادیه عضویت دارند. روسیه تمایل دارد جمهوری آذربایجان نیز به این اتحادیه بپیوندد و پیوستگی جغرافیایی ارمنستان را تکمیل کند. ظاهرا رئیس جمهور روسیه برای جلب موافقت جمهوری آذربایجان قولهایی در زمینه حل بحران قره باغ به آذربایجان داده است تا در صورت پیوستن به این اتحادیه امتیازاتی بدست آورد.

منظور شما این است این اتفاقات به بحران قره باغ گره خورده است؟
حیثیت هر دو جمهوری و مقامات عالی رتبه ارمنستان و آذربایجان با قره باغ گره خورده است. ولی گره قره باغ بدست روسیه بسته شده است و بدست روسیه نیز باز می شود.

قره باغ و اوستیا و آبخازیا، نقاط فشار روسیه در قفقاز بشمار می روند تا هرگاه جمهوری های قفقازی بخواهند به ناتو بپیوندند این نقاط فشار دولتها را وادار به ملاحظه منافع استراتژیک روسیه کند.

با آنکه جمهوری آذربایجان از نظر تجهیزات نظامی و نفرات ارتش و جمعیت و ثروت بر ارمنستان تفوق دارد، ولی جمهوری آذربایجان نمی تواند اقدام به بازپس گیری از طریق قوای نظامی کند، زیرا ارمنستان هم پیمان روسیه است و هر نوع حمله به خاک ارمنستان به منزله تجاوز به خاک روسیه است و روسیه حق دفاع از مرزهای خود و هم پیمانان خود را حتی با سلاحهای غیر متعارف محفوظ می داند.

ممکن است که بحران قره باغ عاقبت  به جنگ منتهی شود؟

پایگاه نظامی روسیه در گیومری ارمنستان آماده است تا هر گونه تهدید علیه هم پیمان خود را پاسخ گوید. به همین سبب مقامات آذربایجان اگر چه خواهان استرداد سرزمینهای اشغالی قره باغ هستند، ولی می دانند که از طریق نظامی موفق نخواهند شد. حتی حیدر علی یف نیز گمان می کرد که با واگذاری امتیاز استخراج و صادرات نفت و گاز خود به شرکتهای غربی موفق خواهد شد تا با ابزار آنان بر ارمنستان فشار آورد که در راستای تامین امنیت و رفع تهدید، مساله قره باغ را به نفع آذربایجان حل کند ولی موفق نشد.

اکنون قره باغ برای هر دو کشور حیثیتی است. زمزمه صلح قره باغ با واگذاری هفت استان اشغالی پیرامون استان خودمختار قره باغ کوهستانی شنیده شده بود. به این جمع بندی رسیده بودند که ارمنستان این هفت منطقه اشغالی را تخلیه کند، آذربایجان عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا شود و در باره خودمختاری قره باغ به عنوان یک منطقه مورد مناقشه در درون جمهوری آذربایجان مذاکره شود.

در حالی که اکنون منطقه قره باغ و هفت استان اشغالی پیرامون  (که برای حفظ حلقه دفاعی منطقه قره باغ کوهستانی از خاک آذربایجان تصرف شده است)، خود یک جمهوری خودخوانده تشکیل داده و دارای ساختار یک دولت کامل است، هیات دولت دارد و چهار دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار کرده است، پارلمان دارد و دولتداری را تجربه کرده است. جمهوری خودخوانده قره باغ کوهستانی در واشنگتن نیز دفتر نمایندگی دارد، هر چند شناسایی بین المللی نشده است.  

قره باغ نيز گره كور قفقاز است كه حالت نه جنگ و نه صلح در آن حاكم است و هراز چند گاهي بين دو طرف درگير در دوسوي خط آتش بس گروه مينسك كه از ماه مي سال 1994 برقرار است، درگيري هايي رخ مي دهد و آتش جنگ را شعله ور مي سازد. این منطقه به کارت بازی قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل شده است.

در حال حاضر وضعیت این منطقه را چه طور ارزیابی می کنید قرار است در آینده شاهد چه اتفاقاتی باشیم؟

اكنون به نظر مي رسد كه بهترين وضعيت قره باغ وضعيت كنوني است. واگذاري آن به ارمنستان موجب نارضايتي آذربايجاني خواهد شد كه از همه نظر بر ارمنستان تفوق دارد و بازگرداندن دوباره حاكميت آن به جمهوري آذربايجان ارامنه را خواهد شوراند و منطقه را به بمب ساعت شمار تبديل خواهد كرد. در آن صورت دولت ارمنستان بايد پاسخگوي نه تنها شهروندان ارمنستان و ارامنه جمهوري خودخوانده قره باغ،  بلكه ارامنه سراسر جهان باشد. به همين سبب قره باغ اكنون در بهترين شرايط قرار دارد و ارامنه قره باغ در سايه همين بلاتكليفي دولتمداري را تجربه مي كنند، هر چند ناگزير به حفظ خط آتش بس هم هستند.

گروگانگیری از سوی مبارزان قره باغی در راستای زمزمه های بازشدن گره کور قفقاز است. قره باغی ها و رزمندگان آن در برای مردم قره باغ و ارمنستان پاسخگو هستند زیرا بر این باور هستند اگر قرار بر پس دادن سرزمینهای اشغالی بود، چرا با دادن تلفات زیاد این منطقه را تصرف کردند. اما دولمتمردان هر دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان بخوبی می دانند که اگر یک جنگ آغاز شود، هر دو طرف بازنده خواهند بود.

به همین سبب بهتر می بینند که همین شرایط دوام داشته باشد. به قول ادوارد شواردنادزه یک صلح بد بهتر از یک جنگ خوب است. هر چند صلحی در کار نیست ولی می توان قره باغ را به کشمیر تشبیه کرد. هنگام استقلال هند که فرماندارن بریتانیایی ایالات را به مقامات محلی تحویل می داند و اسناد رلازم را امضاء می کردند، در باره کشمیر اقدامی نکردند و آنجا را ترک کردند. هنگامی که از آن فرماندار پرسیدند چرا این کار را انجام نداد، گفت که بهترین وضعیت کشمیر همین است که هست. از آن زمان تا کنون کشمیر در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار دارد. قره باغ نیز به این حالت دچار شده است. احتمال دارد در داخل ارمنستان تحولات سیاسی بوقوع بپیوندد. باید منتظر ماند.

52310

طلا میل به افزایش دارد

در بازار جهاني نرخ اونس نسبت به روز جمعه تغيير چنداني نداشت و نرخ ارزهاي معتبر هم در بازار روز گذشته ارز افزايش داشتند. روز گذشته، يكشنبه و در نخستين روز كاري هفته، هر قطعه سكه تمام بهار آزادي طرح جديد، با افزايش قيمت اندك ١٠٠ توماني، يك ميليون و ١١٦ هزار و ٣٠٠ تومان به دست مشتريان رسيد.

هر قطعه سكه تمام بهار آزادي طرح قديم هم در حالي با قيمت يك ميليون و ١١٥ هزار تومان به بازار عرضه شد كه اين مهم به معناي افزايش قيمت ٦ هزار توماني آن نسبت به آخرين روز كاري هفته گذشته است.

نيم سكه و ربع‌سكه به ترتيب ٥٦١ هزار تومان و ٢٩١ هزار تومان در ميان خريداران و فروشندگان دست به دست شد كه بر اين اساس نيم سكه ٦ هزار تومان و ربع سكه چهار هزار تومان گران‌تر از گذشته به فروش رفتند. هر سكه يك گرمي نيز در حالي ١٨٢ هزار تومان به بازار عرضه شد كه حاكي از افزايش هزار توماني نرخ آن در نخستين روز كاري هفته است.

دفتر آمار جهاني فلزات در گزارشي اعلام كرد ايران سالانه بيش از ۶۰ تن طلا و نقره مصرف مي‌كند و از نظر مصرف طلا در رتبه هجدهم جهان قرار گرفته است. در بازار جهاني، اونس طلا در آخرين روز كاري هفته خود روز گذشته با قيمتي مشابه روز جمعه، هزار و ٣٥١ دلار قيمت‌گذاري شد. 

22439

 

جزئیات قتل یاکوزای ایرانی با شمشیر در ژاپن

او از قاتل يا قاتلاني كه مرتكب اين قتل شده بودند شكايت كرد و به اين ترتيب پرونده مقدماتي با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران براي رسيدگي در اختيار اداره دهم ويژه قتل قرار گرفت. برادر مقتول كه شاكي پرونده هم بود اظهاراتش به كارآگاهان گفت: «برادرم به نام ميلاد شش سال است كه ويزاي اقامت در ژاپن را گرفته و در آنجا زندگي مي‌كند. هر ازچندگاهي با ما تماس مي‌گرفت و ما را در جريان اوضاع و احوال زندگي‌اش مي‌گذاشت. تا اينكه ساعت ١١ شب تاريخ ٢٨ آذرماه يكي از دوستان برادرم با من تماس گرفت و گفت كه برادرت در يك درگيري و ضرب و جرح مجروح شده و پس از انتقال به بيمارستان فوت كرده است. دوست برادرم به من گفت كه گزارش كامل قتل برادرم را در اخبار تلويزيون‌هاي آلمان پخش كرده‌اند.»
همزمان با انتقال جسد مقتول به تهران و برابر اعلام پليس ژاپن به وزارت امور خارجه و پليس بين‌الملل مشخص شد كه مقتول در درگيري با اراذل و اوباش موسوم به «ياكوزا» (مجرمان مواد مخدر در ژاپن) و بر اثر جراحت‌هاي شديد ناشي از ضربات متعدد شمشير به قتل رسيده است. مشخص شد كه مقتول به همراه قاتلان در پرونده مواد مخدر دست داشته و با آنهادرگير بوده است.
پيگيري پرونده از سوي پليس بين‌الملل در كشور ژاپن چهار عامل قتل به نام‌هاي رسول٣١ ساله، حسين ٣٠ ساله، مجيد ٣٢ ساله و وحيد٣١ ساله شناسايي و تحت تعقيب قضايي- پليسي قرار گرفتند. در نهايتا دو نفر از متهمان به نام‌هاي وحيد و مجيد توسط پليس كشور ژاپن دستگير شدند.
دو متهم ديگر پرونده نيز به نام‌هاي رسول و حسين پس از گذشت چند ساعت از ارتكاب قتل از كشور ژاپن خارج شده بودند. رسول به ايران آمده بود و حسين به كشور ايتاليا متواري شده بود. سومين متهم پرونده در كشور ايتاليا دستگير شد. آخرين متهم پرونده نيز به نام رسول كه پس از ورود غيرقانوني به ايران زندگي مخفيانه‌اي را آغاز كرده بود در آخرين مخفيگاهش در شهرستان تنكابن شناساي و روز پنجشنبه مورخه ٠٧/٠٥/١٣٩٥ دستگير و به اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل شد.
رسول پس از انتقال به اداره دهم ويژه قتل صراحتا به مشاركت در قتل ميلاد اعتراف كرد و گفت: «من ١١ سال است كه در كشور ژاپن در زمينه خريد و فروش موادمخدر فعاليت دارم. تا اينكه من و شريك‌هايم يك خط تلفن گوشي همراه به مبلغ ٤ ميليارد از ميلاد (مقتول) خريديم و خريداران مواد مخدر از طريق آن با ما تماس مي‌گرفتند. بعد از مدتي متوجه كم شدن تعداد مشتري‌هايمان شديم و فهميديم كه مقتول با مشتري‌هاي ما تماس مي‌گرفته و شماره جديدش را به آنها مي‌داده تا جنس‌هاي خودش را به آنها بفروشد. روز جنايت از طريق تعدادي از خريداران مواد، با مقتول قرار ملاقات گذاشتيم و او همين كه ما را ديد فرار كرد. ما هم با ايجاد تصادف عمدي ماشين ميلاد را از جاده اصلي خارج كرديم. قبل از اينكه ميلاد موفق به پياده شدن از ماشين شود من و سه شريكم به سمت ماشين حمله‌ور شديم و او را با شمشير كشتيم و فرار كرديم.»

231

 

شکوری راد: در انتخابات92 می خواستند روحانی و عارف را هم ردصلاحیت کنند

 بخشهایی از این مصاحبه را می خوانید:

*بخشي
از اصلاح‌طلبان مي‌گفتند براي چه مي‌خواهيد در اين انتخابات شركت كنيد. در
حالي كه همه راه‌ها به روي شما بسته است. با اين حال بخش بزرگ‌تري از
اصلاح‌طلبان مي‌گفتند كه انتخابات براي ما فرصت است و به دليل اينكه
اصلاح‌طلب هستيم بايد از فرصت انتخابات استفاده كنيم. بنابراين به سمت
انتخابات مي‌رويم و كانديدا تعيين مي‌كنيم. اگر فرصت شد كه خوب است و اگر
هم نشد نگاه مي‌كنيم، ببينيم در بين كساني كه باقي مانده‌اند چه كسي هست كه
بتوان از او حمايت كرد. بالاخره ما سعي مي‌كنيم تا آخر خط برويم. ما متوقف
نمي‌شويم و سعي مي‌كنيم تا انتهاي مسير انتخابات برويم و از فرصت‌ها
استفاده مي‌كنيم. همان راهبردي كه در انتخابات مجلس هم در پيش گرفته شد و
نتيجه هم داد.


*صبر كرديم و در لحظه آخر آقاي
هاشمي ثبت نام كرد و يك موج اميدي ايجاد كرد. گفتيم آقاي هاشمي تاييد
مي‌شود و ما يك كانديدا خواهيم داشت. آقاي هاشمي رد صلاحيت شد. البته نه
فقط آقاي هاشمي، بعدها شنيده شد كه ابتدائا قصد رد صلاحيت عارف و روحاني را
داشته‌اند اما بعدا براي آنكه خيلي بار سياسي منفي ردصلاحيت آقاي هاشمي
زياد نشود صلاحيت اين دو نفر تاييد شد.


*بعد كه اين دو نفر به صحنه آمدند
بحث اين بود كه يك كانديداي اصلاح‌طلب وجود دارد و يك كانديدايي كه ادعاي
اصلاح‌طلبي ندارد و در راستاي آقاي هاشمي است. گفته مي‌شد كه آلترناتيو
آقاي هاشمي است. در آن شرايط بحث بر سر اين بود كه از بين اين دو چه كسي را
بايد حمايت كنيم. آن بخشي كه معتقد بودند اگر كانديداي اصلاح‌طلب راي هم
بياورد، نمي‌گذارند كار كند، مي‌گفتند كه در چنين شرايطي بايد از آقاي
روحاني حمايت كنيم. اگر راي بياورد شايد بگذارند يا بتواند كار بكند اما
اگر از اصلاح‌طلب حمايت كنيم اگر انتخاب شود، نگذارند كار كند. در اين
مرحله بايد برويم سراغ كانديدايي حداقلي كه اصلاح‌طلب نيست و به همين دليل
احتمال دارد بعد از اينكه راي آورد فرصت بيشتري براي كار داشته باشد.


*شرايط
انتخابات به گونه‌اي پيش رفت كه احساس كرديم و نظرسنجي‌ها هم نشان داد كه
كم كم راي آقاي روحاني دارد از راي آقاي عارف بيشتر مي‌شود. نهايتا  نظر بر اين شد كه از آقاي روحاني حمايت
شود. بعد هم آقاي دكترعارف انصراف داد و شرايطي رخ داد كه آقاي روحاني در
همان مرحله اول انتخاب شد. در حالي كه ما پيش‌بيني نمي‌كرديم در مرحله اول
كار تمام شود. اين سيري بود كه آقاي روحاني را رييس‌جمهور كرد و وي بر اساس
اين بينش و تحليل بود كه به عنوان كانديداي مورد حمايت اصلاح‌طلبان
پذيرفته شد.

1717

نقش احتمالی آل سعود در حملات اخیر داعش در ترکیه

علی اصغر بهاالدینی: شاید کمتر کسی باور می‌کرد نام یکی از باثبات‌ترین کشورهای خاورمیانه یعنی ترکیه در عرض چند ماه در کنار نا امن‌ترین کشورهای جهان قرار گیرد.

در سال‌های نه چندان دور، محور عربستان، ترکیه و قطر و تا اندازه ای مصر دوران مرسی با حمایت کامل غرب و به سرکردگی عربستان در اتحادی بی‌سابقه یکه تاز تحولات میدانی سوریه شدند و در مدتی کوتاه قریب به صد هزار تروریست بر ضد دولت قانونی سوریه از اقصی نقاط جهان بسیج نمودند. فراموش نکرده‌ایم روزهایی بود که رییس جمهور فرانسه با افتخار از اعزام شهروندانش به جنگ سوریه بر ضد نظام قانونی سوریه سخن میگفت و حمایت میکرد.

متاسفانه در آن زمان با انفعال دولت وقت ایران و بایکوت رسانه ای تحولات سوریه توسط صدا و سیما عملا در عرصه داخلی و خارجی ایران در حال باختن قافیه بود و نخبگان سیاسی و اجتماعی از این رویداد بسیار مهم دور نگه داشته شدند.

در آن روزها سقوط دمشق محتمل‌ترین خبری بود که هر خبرگزاری منتظر شنیدن آن بود. فضای سیاسی سنگینی بر ضد موافقان نظام قانونی سوریه حاکم بود بطوریکه بسیاری از کنشگران سیاسی و اجتماعی غیر دولتی و حتی دولتی وقت ایران، عافیت طلبی را به حمایت ترجیح دادند غافل از اینکه یکی از بزرگترین و بی‌رحم‌ترین گروه‌های تروریستی تاریخ معاصر به بهانه سرنگونی دولت قانونی سوریه و در اصل به تعبیر رهبری برای مقابله با ایران شکل گرفته بود.
در چنین شرایطی مقام رهبری با درک صحیح اوضاع در اقدامی تاریخی با حمایت علنی و قاطع از نظام قانونی سوریه، با شجاعت و با به جان خریدن سیل انتقادات بظاهر موجه داخلی و خارجی، تغییر زمین بازی در منطقه را کلید زدند. همزمان در عرصه دیپلماسی با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و با حمایت بخش خردمند مجلس شورای اسلامی، تدبیر و تحرک خردمندانه به سیاست خارجی بازگشت که نقطه اوج این فعالیت را میتوان در موفقیت دیپلماسی ایران در رایزنی مستقیم با روسیه و غیرمستقیم با آمریکا در منصرف کردن آمریکا در حمله به سوریه دید.
باز هم در عرصه دیپلماسی تا حد زیادی موفق شد به جامعه جهانی و نخبگان سیاسی ماهیت تروریستی گروه های معارض در سوریه بقبولاند. در عرصه نظامی سپاه پاسداران با تغییر تاکتیکی هوشمندانه و با تغییر استراتژی و با اعتماد به مردم و خرد جمعی توانست دست بالا را نسبت به تروریست ها در سوریه و عراق به دست آورد. حمایت مردمی از مدافعان حرم و محبوبیت سرداران نظامی حاضر در نبرد از جمله سردار قاسم سلیمانی را میتوان سند این موفقیت دانست.

در عرصه خارجی با سقوط نظام مرسی ضربه‌ای کاری به اتحاد قطر، عربستان، ترکیه و مصر وارد شد. مصر عملا از این اتحاد خارج شد و ترکیه و قطر بخاطر حمایت از دولت پیشین مصر بشدت به متحدی متزلزل برای عربستان تبدیل شدند. همزمان کشورهای غربی که متوجه اشتباه هولناک خود در حمایت از محور عربی-ترکی در ایجاد یک گروه تروریستی غیر قابل کنترل برای مقابله با ایران شده بودند تحت تاثیر فضای به وجود آمده و حملات تروریستی در خاک خود حمایت خود را از این محور کاهش دادند و حتی منکر شدند و شاید تنها متحد غیر عرب داعش بتوان از رژیم صهیونیستی نام برد که هیگاه آن را انکار نکرده است.

در این فضای غبارآلود برای آل‌سعود و دو دولی ترکها، در پس دیدارهای گرم سران عربستان و ترکیه رگه‌های بی‌اعتمادی بشدت بین این دو اوج گرفته بطوریکه جدایی احتمالی ترکیه از عربستان در اتحاد بر ضد دولت قانونی سوریه به کابوس آل سعود این روزهای آل سعود تبدیل شده است.

نشانه های بهبود روابط ترکیه و روسیه (متحد استراتژیک سوریه) و زمزمه های تماس با دولت سوریه به خوبی موید این امر است.

اما اکنون سوال اینجاست چرا گروهی که ترکیه یکی از حامیان بزرگ اقتصادی و نظامی آن بود امروز خود ترکیه را هدف قرار داده است؟ فراموش نکنیم بشکه‌های نفت سوریه و عراق در کجا بفروش میرفت! فراموش نکنیم کشوری که در سقوط موصل به نفع داعش سکوت کرد و فراموش نکنیم که فرودگاه آتاتورک زمانی دروازه ورود پیکارجویان تروریست به سوریه بود! پس حالا چه شده که فرودگاه آتاتورک مورد هدف همان تروریست‌ها قرار میگیرد؟

ترکیه حامی بود اما میدانیم پدرخوانده این گروه ترور و ترس ترکیه نیست. شاید نتوان داعش را رسما تحت قیمومیت عربستان سعودی قرار داد اما اینکه راس داعش وابستگی عمیق، عاطفی، عقیدتی و ناگسستنی با گروه های تکفیری سعودی دارد بر هیچ کسی حتی غربی‌ها پوشیده نیست.

ترکیه از موهبت منابع طبیعی مانند نفت و گاز یا معادن بزرگ بی‌بهره هست در نتیجه اقتصاد ترکیه متکی بر روابط گسترده با غرب، صنعت و صادرات با حمایت و سرمایه گذاری گسترده کشورهای غربی و البته صنعت توریسم و کشاورزی آن کشور است بطوریکه بر طبق رده بندی سازمان سیا ترکیه را در رده کشورهای توسعه یافته قرار گرفته است. همه این فاکتورها ترکیه را در نهایت به این تصمیم رساند و شاید رسانده باشد که ادامه دادن سیاست فعلی منطقه ای پشت پا به همه این دستاوردهاست و متحدان عرب ترکیه نیز بخوبی این واقعیت ترکیه را دریافته اند.

این واقعیت برای رژیم جاه طلب و بلند پرواز آل سعود بسیار گران آمده و هرگونه چرخش احتمالی سیاست خارجی ترکیه برای آل سعود بسیار تحقیر آمیز است و به وجه عربستان سعودی لطمات جبران ناپذیری وارد میسازد و طبیعی است دست به هر اقدامی بزند تا این اتفاق شوم را از طالع خود دور کند.

داعش محصول اتاق فکر چند نفره سران آل سعود نیست. داعش یک تفکر و یک ایدئولوژی خاندان آل سعود و گروه های تکفیری است. این خاندان ترور چگونه ترکیه را متحد خود نگه خواهد داشت و به سران خود کمک خواهند کرد؟
تنها ابزار این خاندان پول است. چگونه می توان ترکیه را کنار خود نگه داشت؟ مسلم است ترکیه جیبوتی نیست بتوان آن را با چند میلیون دلار خرید. ترکیه دارای اقتصادی پویا و قدرتمند است. ترکیه خریدنی نیست مگر اینکه ترکیه دیگر یک قدرت اقتصادی منطقه‌ای نباشد!

اقتصاد ترکیه مبتنی بر روابط گسترده با همسایگان، روسیه، کشورهای غربی، صنعت توریسم و کشاورزی و سرمایه گذاری است. چگونه میتوان اقتصاد ترکیه را متزلزل کرد؟ میتوان ترکیه را تحریک کرد تا به جنگنده روسی حمله کند تا بزرگترین شریک اقتصادی ترکیه تبدیل به دشمن شود! می‌توان بطور متوالی در شهرهای توریستی آن کشور حملات گسترده تروریستی ترتیب داد تا صنعت توریسم آن کشور را نابود کرد. میتوان فضای نامنی را گسترش داد تا سرمایه را فراری داد.
براستی از فضای نا امن ترکیه چه کسی جز عربستان بیشترین سود را میبرد؟
مگر نه این است داعش مجری دستورات اربابان خود در ترکیه است؟
آیا عربستان با پول خود ناجی این اقتصاد رو به زوال و این بحران خود ساخته خواهد شد و بار دیگر عنان ترکیه را در دست خواهد گرفت؟
باید منتظر ماند و تحولات آینده منطقه را نظاره کرد. اگه این فرضیه درست باشد بی شک این شمشیر دولبه و قمار بزرگ آل سعود است که آنها در سراشیبی تند سقوط قرار داده است.

4949

امام جمعه قائمشهر چه اتهامی به سیدحسن خمینی و بیت امام زده بود؟

ميزبان سيدعلي خميني پيش از آغاز سخنراني‌اش خود در جايگاه سخنران قرار گرفت و با شديد‌ترين لحن ممكن سيد حسن خميني را به باد انتقاد گرفت. اگرچه ديروز تنها صحبت‌هاي سيد علي خميني و پاسخي كه به امام جمعه قائمشهر داده بود، منتشر شده بود و اين سوال را براي همگان برانگيخت كه امام جمعه چه گفته كه سيدعلي خميني اين‌گونه به پاسخ دادن درآمده است اما ديروز رمز اين صحبت‌ها با انتشار حرف‌هاي علي معلمي فاش شد.

در صحبت‌هاي امام جمعه قائمشهر كلكسيوني از اتهام‌ها نسبت به يادگار امام وجود دارد، از ملاطفت با معترضان سال ٨٨ تا سكوت در برابر جنجال فيش‌هاي حقوقي و گلايه از اينكه چرا در انتخابات خبرگان از سيفي‌مازندراني در اين شهر حمايت نكرده است.

آيت‌الله علي معلمي ظهر روز جمعه در مراسم سالروز شهادت امام صادق و ارتحال آيت‌الله‌العظمي صالحي‌مازندراني ضمن خوشامد‌گويي به سيدعلي خميني اظهار كرد: مدت‌هاست منتظر بوديم تا فرصتي به دست آورم تا در حضور برخي از اعضاي بيت شريف امام درددل كنيم. امام جمعه قائمشهر خطاب به نوه امام گفت: مگر نمي‌دانستيد كه تصميم مجلس خبرگان در معرفي جانشين شايسته امام بر اساس اشاره همان عبد صالح سفر كرده بود و انتخاب بجايي بود، پس چرا در برابر جفا و سوءرفتار عده‌اي بريده از خط امام سكوت مي‌كنيد و چرا فتنه‌هاي ٧٨ و ٨٨ را محكوم نكرديد و مع‌الاسف با سران آن واقعه ملاطفت و مصاحبت داريد. معلمي بيان كرد: همان‌گونه كه قول و فعل و تقدير معصومين در احكام شرعيه حجت است، طبعا در همسويي با انحراف، سكوت و تقرير همچون همراهي قولي و عملي، تلقي مي‌شود و پيامدهاي ناگوار دارد.

شما براي كمك به ولي‌فقيه چه مي‌كنيد؟
نماينده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبري با كنايه درباره نسبت يادگاران امام گفت: بالاتر از نسبت نسبي و سببي اهليت و تبعيت است و براي شما ارزش مضاعف دارد اما شما براي كمك به ولي‌فقيه چه مي‌كنيد؟ او حتي پا را فراتر گذاشته و اعضاي بيت امام را به كساني تشبيه مي‌كند كه نتوانستند وجاهت و محبوبيت پدر را حفظ كنند و اضافه مي‌كند: بايد به گذشته نگاه بيندازيم كه فرزندان و نوادگان آخوند خراساني و رهبر نهضت مشروطه متاسفانه بر اثر نفوذ عوامل بيگانه در آن زمان نتوانستند وجاهت و محبوبيت پدر را حفظ كنند و اين درس بزرگي براي بزرگ‌زادگان است. نماينده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبري به انتخابات خبرگان اشاره كرد و ادامه داد: اين حرف‌هاي دردمندانه از يك طلبه است كه در روزگار امام يك نفر از سياهي‌لشكر او بود و پاي درسش نشست و مانند اكثر مردم انقلابي داغ شهادت دو فرزند را در سينه دارد.

حسن خميني چه پاسخي براي امام آماده كرده است؟
معلمي اما در بخش ديگري از صحبت‌هايش با صراحت از سيد حسن خميني نام برد و او را خطاب قرار داد و پرسيد: حسن خميني چه پاسخي براي امام آماده كرده است؟ به نظر مي‌رسد نماينده ولي‌فقيه در قائمشهر توقعاتي از سيد حسن خميني در انتخابات هفت اسفند داشته كه برآوده نشده كه او مي‌گويد: سلام مرا به حاج‌حسن‌آقا برسانيد و بپرسيد چه پاسخي براي امام آماده كرده است كه در انتخابات خبرگان استان مازندران از عالم مجاهد و جانباز ٥٠ درصد و يار كوچك تبعيدي اين كشور آيت‌الله سيفي‌مازندراني چشم پوشيدند و آنان را كنار گذاشته و ليستي كه از بيرون تهيه شد را همراهي كرده و آن را مورد حمايت خود قرار داد؛

افرادي در آن ليست بودند كه سابقه يك روز همراهي با امام را قبل از انقلاب در كارنامه خود نداشتند و اگر عده‌اي به نام ايشان عمل كردند و او بي‎اطلاع بود چرا تكذيب نكردند. معلمي در بخش ديگري از صحبت‌هايش مي‌گويد: جمهوري اسلامي ايران كه امام راحل بنيانگذار آن بوده، گفتمان و دكترينش اسلام انقلابي و ولايت‌فقيه است و سوي و سمتش رعايت موازين عدل و پايبندي به مقررات قانوني و رعايت حال مردم است و پرداخت حقوق‌هاي نجومي از بيت‎المال در اين نظام جايي ندارد. وي با بيان اينكه فيش‌هاي نجومي يك چالش جدي براي نظام جمهوري اسلامي است و فرياد رهبري را درآورد، گفت: چرا ساكت هستيد و چرا براي دفاع از ماهيت نظامي كه امام راحل طراح آن است، فرياد نمي‌زنيد؟

نباشد كه افرادي از درون با دشمنان بيروني هم‌صدا شوند و بازهم توقع رحمت و رافت نسبت به آنها داشته باشيد، زيرا همسويي با بيگانگان و دشمنان خيانت به آرمان مقدس امام و شهدا است.

2929

شکایت مرد جوان از همسرش: خودمان درماشین صیغه عقد دائم خواندیم/زن: صیغه نامه نوشتیم تا چکم را وصول کند

ورقه‌ای که نشان می‌داد آنها شخصاً صیغه عقد دائم را جاری کرده‌اند، با این حال زن همه چیز را رد می‌کرد.آنها در راهروی مجتمع قضایی نشسته بودند و هر کدام در جهت مخالف به مراجعان نگاه می‌کردند. «سحر» مانتو شلوار و روسری سیاه بر تن داشت و «بابک» شلوار جین با پیراهن چهارخانه رنگی و کتانی سرمه‌ای به پا. زن 28 سال داشت و مرد 27 سال.
آنچه زن و مرد جوان را به شعبه 276 مجتمع قضایی ونک کشانده بود دادخواست بابک برای «اثبات زوجیت» بود.روی دیوار راهروی دادگاه کاغذی چسبانده شده بود با این مضمون که «مشکلات را حل کنید؛ اما در مشکلات حل نشوید». ولی زوج جوان همچنان غرق در خیالات شان بودند و توجهی به نوشته‌های روی دیوار نداشتند. وقتی منشی صدایشان کرد، وارد اتاق محکمه شدند. سحر خواهرش را به عنوان وکیل همراه داشت، اما بابک تنها بود، قرائن نشان می‌داد خودش تحصیلکرده است و کارآموز رشته حقوق، پس نیازی به وکیل احساس نکرده بود.
قاضی «غلامرضا احمدی» به آنها اشاره کرد بنشینند و از مردجوان خواست شروع کند.
بابک ورقه‌ای را از لابلای کاغذهای زیر دستش بیرون کشید و گفت: «آقای قاضی طبق این برگه ما زن و شوهر هستیم، اما همسرم نه توجهی به من دارد و نه تمکین می‌کند. الان چند روز است که به تماس هایم جواب نمی‌دهد و کار به جایی رسیده که ازدواجمان را انکار می‌کند. برای همین درخواست اثبات زوجیت داده‌ام و امیدوارم در مورد زن و شوهر بودنمان به قطعیت برسد.»
برگه ضمیمه شده به دادخواست نشان می‌داد؛ زوج جوان اواخر خرداد امسال به صورت غیررسمی برگه‌ای را تنظیم کرده‌اند و بر اساس آن سحر در ازای 114 سکه بهار آزادی عندالاستطاعه و عندالقدره به عقد بابک درآمده و صیغه ازدواج هم توسط خودشان جاری شده است. امضا و اثر انگشت هر دو نیز زیر برگه دیده می‌شد. زن جوان لحظاتی بعد بدون آنکه اجازه دهد وکیلش صحبتی به میان آورد، بلند شد و گفت: «آقای قاضی، اصلاً ازدواجی در کار نیست و این برگه فقط برای وصول یک چک از طرف بابک تنظیم شده است.»بعد از آن وکیل به میان صحبتش آمد و گفت: «این ازدواج از اساس اشتباه بوده و موکلم اصلاً رضایتی به ازدواج نداشته، بلکه توسط خواهان اغفال شده است.»
وکیل به موضوع دارایی خانوادگی سحر اشاره کرده و توضیح داد: «پدرمان در قید حیات نیست و بابک بدون اجازه خانواده این سند را تنظیم کرده و از ناآگاهی موکلم سوءاستفاده کرده است. حالا هم مطمئن هستیم او به نیت تصاحب مال و اموال ما این نقشه را طراحی کرده است.»
قاضی احمدی که با دقت به حرف‌های دو طرف گوش می‌کرد، از زن جوان پرسید: «شغل پدرتان چه بوده و خودتان به چه کاری مشغول هستید؟»
سحر نگاهی به بابک انداخت و به قاضی پاسخ داد: «پدرم در کار ساخت و ساز بود و من هم در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل هستم…»
در ادامه وکیل سحر حرف‌های قبلی را به شکل دیگری تکرار کرد، اما قاضی به او گفت: «موضوعی که اشاره می‌کنید چندان به اصل دادخواست مرتبط نیست. موکل شما سند ازدواج را امضا کرده و چون پدر یا جد پدری در قید حیات نیستند، اجازه ازدواج در گرو موافقت خود ایشان بوده است. زمان عقد دائم و مهریه هم در سند قید شده است.»
در میان حرف‌های قاضی و وکیل، زن جوان بلند شد و تأکید کرد: «قرار بود این مرد به عنوان وکیل، چکی را از فرد بدهکاری برایم وصول کند و با این استدلال که اگر خودش را به عنوان همسرمن معرفی کند کار وصول چک راحت خواهد شد، مرا راضی به امضای این سند کرد. حتی او پیش‌تر به خواستگاری هم آمده بود اما خانواده‌ام قبول نکردند و خودم هم راضی به این وصلت نبودم. در واقع این یک سند صوری برای وصول چک بود و بس!»
اما بابک حرف‌های زن را قطع کرد و گفت: «ایشان در مورد ازدواج موافقت داشت و حتی قبل از امضای سند صیغه عقد دائم را با هم در ماشین خواندیم. اما حالا نظرش عوض شده و همه چیز را کتمان می‌کند.»
قاضی احمدی درهنگام گوش دادن به حرف‌های هر سه نفر، مطالبی را یادداشت می‌کرد و بعد از مطالعه پرونده آنها را به صلح و آشتی دعوت کرد. اما با اصرار مرد به خواسته خود و نفی زن، دستور داد استعلامات مورد نیاز در این خصوص دریافت شود تا در نهایت دادگاه نسبت به صدور رأی اقدام کند.

 

45231