آخرین آمار از تعداد کشته‌شدگان در تصادفات نوروزی؛ مرگ ۱۴۵ نفر و مصدومیت نزدیک به ۳هزار نفر

به گزارش خبرآنلاین، سردار موسی امیری در حاشیه بازدید از ایستگاه پلیس‌راه رشت انزلی، با مهمان نواز خواندن مردم گیلان، گفت: با همكاری و تعامل پلیس و سایر دستگاه ها، تلفات تصادف در شهرهای استان گیلان در نوروز امسال به صفر رسیده و میزان تصادفات در جاده های استان كاهش یافته است.

وی با اشاره به اینكه در ٢٩ اسفند و اول فروردین تردد بیشتر از حد انتظار بوده، بیان داشت: آرامش و امنیت راه ها تنها با مشاركت مردم ممكن خواهد شد.
جانشین رییس پلیس راهور ناجا با تاكید بر اینكه در حال حاضر در بسیاری از راه های كوهستانی شمال و شمال غرب كشور شاهد بارش برف هستیم، خاطرنشان كرد: صبر و حوصله در سفر، بسیاری از خطرات را كاهش خواهد داد.
وی با بیان اینكه بی احتیاطی و عدم توجه به جلو موجب كشته شدن ١٤٥ نفر و مجروح شدن دو هزار و ٩٥٠ نفر در روزهای گذشته را در پی داشته است، اظهار داشت: این آمار زنگ خطر را برای جامعه به صدا درآورده است.
جانشین رییس پلیس راهور ناجا با اشاره به اینكه استان گیلان جزو استان های قرمز كشور در زمینه تصادف موتورسیكلت است، تصریح كرد: روش های بازدارنده در این خصوص كافی نیستند و باید روش آموزش و فرهنگسازی را در پیش گرفت.
وی با تاكید بر اینكه حجم سفرهای نوروزی در روزهای گذشته از همیشه بیشتر بوده است، خاطرنشان كرد: از شروع تعطیلات تا امروز در استان گیلان شاهد گره ترافیكی خاصی نبوده ایم.
جانشین رییس پلیس راهور ناجا با تصریح بر اینكه آمارهای اخیر در زمینه تصادفات هشدارآمیز هستند، اظهار داشت: راننده ها باید با التزام به قوانین، از تلخ شدن كام خانواده ها در نوروز جلوگیری كنند.
وی تلاش شبانه روزی مأموران پلیس راهور را عامل برقراری ثبات در راه ها دانست و تاكید كرد: با همین مدیریت و همین مجاهدت، نوروز كم حادثه ای را پشت سر خواهیم گذاشت.

۴۲۴۲

ماجرای یک سیمرغ خبرساز جشنواره فجر

در میان فیلم‌های بخش هنرتجربه سال 95؛ “پات” شاید یکی از موفق‌ترین فیلم‌هایی بود که علاوه بر توفیق در ارتباط با مخاطب، از فروش راضی‌کننده‌ای هم برخوردار شد. این فیلم را امیرتوده روستا ساخته است. کارگردانی که سال 95 را یکی از بهترین سال‌های سینمای ایران تعبیر می‌کند.

تحلیل کلی‌تان از سینما در سال 95 چیست؟

سال 95 به لحاظ اکران سال خوبی بود. تا آنجا که امکان داشت، فیلم‌های اکران شده را دیدم. آثاری که به لحاظ جذب تماشاگر زیاد موفق بودند تا آنجا که می‌توان گفت در هر ژانری یک فیلم موفق وجود داشت.  سینمای ایران با گرفتن اسکار، موفقیت خود را تکمیل کرد. قطعا این اسکار و اسکار قبلی باعث شناساندن سینمای ایران به دنیا شده. همان‌طور که سینمای ایران موفقیت‌هایش را با آثار آقای کیارستمی به نمایش گذاشته است.

در این سال آقای فرخنده‌کیش هم از مدیریت انجمن سینمای جوانان ایران برکنار شد و سیدصادق موسوی جایگزین او شد…

من سینما را از زاویه مدیریتی خیلی نمی‌شناسم. از آنجاکه بعد از 18 سال فیلم کوتاه هنوز فیلمی را با تهیه‌کنندگی انجمن سینمای جوان نساخته‌ام پس ماندن یا رفتن آنها تاثیری در روند کاری من حداقل در گذشته نداشته است. و در این‌باره که این تغییر چقدر می‌تواند مثبت یا منفی باشد را باید در آینده دید.

شما که سمتی در انجمن فیلم کوتاه دارید؛ آیا نگرانی بابت کم‌تجربه بودن مدیران انجمن ندارید؟

من از آقای فرخنده‌کیش همیشه به نیکی یاد می‌کنم چون او را از خیلی سال پیش می‌شناسم و مدیریتش را قبول دارم. البته درمورد مدیریت جدید سینمای جوان و به دلیل سمتی که در انجمن فیلم کوتاه دارم و عضو صنف عضو هیئت مدیره هستم، در جلسه‌ای با مدیرعامل سینمای جوان متوجه شدم شخص محترم و خوبی است و برای بازگشت سیمرغ فیلم کوتاه به جشنواره فجر او بسیار تلاش کرد.

آیا این سیمرغ در جشنواره فیلم فجر ثابت می‌شود یا دبیر جشنواره برای سال آینده سیاست‌های جدید اعمال کند؟

به نظرم کاری که باید انجام می‌شد، شد شاید فراتر از آنچه که باید انجام می‌شد. به دلیل اینکه ما درنهایت توانستیم سیمرغ فیلم کوتاه را قطعی کنیم. در گذشته هرچند این تلاش‌ها از طریق هیئت مدیره صورت گرفته بود ولی به ثمر نرسیده بود تا آنجا که در فراخوان جشنواره فیلم فجر از آن یاد شود. پس کار بزرگی انجام شد. ما کار خودمان را کردیم از اینجا به بعد یک سیمرغ می‌ماند و سیل عظیم فیلم‌سازانی که طبیعتا فیلم‌هایشان را از این پس با گوشه چشمی به سیمرغ فیلم کوتاه فیلم می‌سازند و مسئولانی که باید تصمیم‌گیری نهایی را انجام دهند. منطق حکم می‌کند که مخالفتی نباید انجام بشود.

خیلی‌ها از اهالی سینما معتقدند لزومی به دادن سیمرغ به بخش فیلم کوتاه نیست…

درحال حاضر دادن سیمرغ خیلی منطقی‌تر از ندادن آن است. چون یک سیمرغ داده شده و اگر قرار باشد ادامه پیدا نکند زحمات دوستان از بین می‌رود و یک طیف عظیم از جوانانی که می‌خواهند فیلم کوتاه بسازنند و به جشنواره فجر راه پیدا کنند، ناامید می‌شوند. بعید می‌دانم مدیر بعدی جشنواره فجر چه آقای حیدری باشد یا فرد دیگری، علاقه‌ای داشته باشد که بخواهد وارد این چالش بشود.

آیا جشنواره فضای بهتری برای تخصصی‌تر دیدن فیلم‌ها نیست؟

 برای من با مردم فیلم دیدن لذت‌بخش‌تر است ضمن اینکه علاقه‌ای به جوزدگی عمومی جشنواره فجر ندارم. غالبا جشنواره فجر یک شرایطی خاصی به وجود می‌آورد و مخاطب جدی سینما باید طوری تنظیم کند که همه محصولات فرهنگی کشور را ظرف 10 روز نبید تا در 355 روز دیگر دچار فقر فرهنگی نشود. پس سینما رفتن هم آداب و اصولی دارد. خیلی وقت‌ها حس می‌کنم زمان مرده‌ای دارم که با سینما سپری می‌کنم اگر همه فیلم‌ها را در جشنواره دیده باشم چون سینما رفتن دیگر برایم محلی از اعراب نخواهد داشت. یکی از زمان‌هایی که حتما در آن فیلم خواهم دید؛ نوروز است. تعطیلات عید غالبا باعث می‌شود تحول درونی در من ایجاد شود. چون خودم هم متولد بهار هم هستم و خیلی پیش آمده که فیلم‌هایم را در تعطیلات عید نوشته‌ام.

5858

تیلرسون در نشست وزیران خارجه ناتو شرکت نمی‌کند

اسوشیتدپرس روز سه شنبه از واشنگتن گزارش داد: رکس تیلرسون وی به جای شرکت در این نشست، در اجلاس وزیران امور خارجه گروه هفت در سیسیل ایتالیا حضور خواهد یافت و سپس به روسیه سفر خواهد کرد.
مقام های واشنگتن گفتند: از آنجا که تیلرسون در روزهای آتی با دیپلمات های کشورهای عضو ناتو در واشنگتن برای مشاوره در باره نبرد با گروه تروریستی داعش، ملاقات خواهد کرد، بنابراین نیازی به حضور وی در نشست ناتو در بروکسل نخواهد بود.
این مقام ها افزودند: تام شانون معاون وزارت امور خارجه آمریکا که سومین مقام بلندپایه این نهاد به شمار می رود، به عنوان نماینده کشورش در نشست ناتو حضور خواهد یافت.

4949

در این نقشه وضعیت آب و هوای شهرهای ایران را ببینید

به گزارش خبرآنلاین و براساس نقشه‌های هواشناسی، بارش باران با رعدوبرق و وزش باد شدید همراه آبگرفتگی و سیلابی شدن مسیل‌ها و رودخانه‌ها در جنوب فارس، مرکز و نیمه جنوبی کرمان و غرب هرمزگان پیش‌بینی می‌شود.

 

 

 

۴۲۴۲

تصاویر | موزه فرش ایران را اینجا ببینید

 

 

 

به گزارش تسنیم، معمولاً حدود ۱۳۵ تخته از شاهکارهای قالی ایران‌، بافت مراکز مهم قالی‌بافی مانند کاشان‌، کرمان‌، اصفهان‌، تبریز، خراسان‌، کردستان در تالار طبقه همکف به معرض نمایش گذاشته شده است.

در کتابخانه موزه حدود ۳۵۰۰ جلد کتاب به زبان‌های فارسی‌، عربی‌، فرانسه‌، انگلیسی و آلمانی در اختیار هنردوستان و پژوهشگران قرار می‌گیرد.
264282 

ملی‌پوشی که به دعوت نشدنش اعتراض نکرد/او با اخلاق کی‌روش آشتا است!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ دعوت نشدن سروش رفیعی به اردوی تیم‌ملی برای دیدار با قطر و چین کمی عجیب به نظر می‌رسید. بعد از همه پافشاری‌هایی که کی‌روش روی مسئله سربازی سروش داشت، آن هم در روزهایی که او خیلی خوب کار می‌کرد. حتی در مقطعی از فصل برای رفیعی این شایعه هم ایجاد شد که می‌خواهد برای ملی‌پوش شدن از تراکتورسازی به پرسپولیس برود. اتفاقی که بعد از اعلام لیست تیم‌ملی نیفتاد و خیلی‌ها را نیز متعجب کرد. از جمله خود این بازیکن که امید زیادی به پوشیدن دوباره پیراهن تیم‌ملی داشت. بدون شک او از این بابت ناراحت است، اما رفتاری از خودش نشان داده که بسیار عاقلانه به نظر می‌رسد. او تجربه کرده که کی‌روش مربی‌ای نیست که با مصاحبه‌ بازیکنی را به تیم‌ملی دعوت کند. چه بسا تجربه نشان داده بازیکنانی مثل هادی عقیلی و مهدی رحمتی و خلعتبری و … که علیه او مصاحبه کردند، خیلی زود از تیم‌ملی کنار رفتند.

43257

با طراح پل طبیعت روی پل طبیعت: رویایم، شهر بدون ماشین است

فهیمه حسن‌میری: لیلا عراقیان كه نامش حالا دیگر برای خیلی‌ها آشناست و نام او با پل طبيعت گره خورده، متولد سال 1362 است. او فارغ‌التحصیل رشته معماری از دانشگاه شهید بهشتی، فوق لیسانس رشته معماری از دانشگاه بریتسش کلمبیا در ونکوور کانادا و فوق لیسانس سازه‌های غشایی از دانشگاه آنهالت در شهر دسائو در آلمان است.

در آخرین روزهای سال 95 با این معمار جوان روی پل طبیعت قرار گذاشتیم. او كه بارها روی این پل قدم زده، باز هم در این مسیر با ما همراه شد و به سوال‌هایمان پاسخ داد. اتفاقات جالبي هم افتاد، از چند نفر كه بدون اين كه او را بشناسند، در كنار ما درباره تعريف از طراح اين پل بودند تا ديدار با چند توريست آلماني. آنها كه اینستاگرام لیلا عراقیان را دنبال می‌كردند، او را شناختند و سرپرست این گروه آلمانی با خوشحالی از این كه بازدیدشان از پل طبیعت با دیدن اتفاقی طراح آن همراه شده، درباره این سازه معماری گفت: «این پل خیلی رمانتیك، زیبا و منحصربه‌فرد است، درواقع جایی برای ارتباط است و فرصتی را برای قدم زدن افراد با همدیگر، عكس گرفتن، نشستن و حرف زدن فراهم می‌كند. من در سالن سخنرانی شما در اشتوتگارت بودم كه می‌گفتید باید شهرها را برای مردم بسازیم و نه ماشین‌ها، حالا خوشحالم كه می‌بینم این پل چنین كاركردی دارد.»

گفت‌وگوی خبرآنلاین با لیلا عراقیان را درباره فعاليت‌هایش، پل طبيعت، رابطه شهر و معماري و … در ادامه بخوانید؛

خانم عراقیان، چندمین بار است كه روی این پل قدم می‌زنید؟

تعدادش را نمی‌دانم. خیلی زیاد آمده‌ام، اما هر بار احساس خوبی دارم؛ احساس قدرت در کنار شکرگزاری. خودم را فرد خوشبختی می‌دانم كه این اتفاق برایم افتاده چون ما معمارها معمولا باید منتظر باشیم تا پروژه‌ای را به ما سفارش دهند. كار ما با سایر هنرمندان یا مثلا نویسندگان متفاوت است كه خودشان با کمک ابزارشان به خلق اثر هنری می‌پردازند و آن را به دست مخاطبشان می‌رسانند. عوامل زیادی مثل کارفرما، بودجه و مسائل اجرایی همه در اجرایی شدن طرح ما مخصوصا طرحی با این مقیاس، مستقیما دخیل هستند.

دفعه اول را كه روي اين پل قدم زديد یادتان هست؟ چه حسی داشتید؟

بله، زمانی كه طراحی پل تمام و ساخت آن شروع شد برای اتمام تحصیلاتم به خارج از ایران برگشتم، وقتی برای اولین بار آمدم و روی این پل كه در اواخر مراحل ساخت بود قدم زدم احساس امنیت خاطر پیدا کردم و خیالم راحت شد كه طرح همانطور كه می‌خواستم در حال اجراست. بعد از آن هم چند بار دیگر در حین ساخت آمدم ولی دفعه اول كه افتتاح شد و با مردم روی پل حاضر شدم یك حال و هوای فوق‌العاده داشتم. حالا هم هر بار مردم را می‌بینم كه خوشحالند، عكس می‌اندازند و از این فضا لذت می‌برند، از همه جایزه‌ها و اعتبارها برایم لذت‌بخش‌تر است.

چه شد كه شما طراح پل طبیعت شدید؟

ما از سال 1384 در زمینه طراحی و اجرای سازه‌های پارچه‌ای مشغول به کار بودیم و سال 1387 مسابقه‌ای از سوی نوسازی اراضی عباس‌آباد برگزار شد كه ما هم به آن دعوت شدیم و طی دو مرحله این طرح برگزیده شد. درواقع اینطور نبود كه ما این طرح را داشته باشیم، ببریم به شهرداری بگوییم بیایید این را بسازید، بعد از این كه مسابقه برگزار شد این پل برای این نقطه طراحی شد. ضمن این كه نمی‌خواهم اینطور نشان داده شود كه من به تنهایی این كار را كردم، همكار من آقای علیرضا بهزادی هم در طراحی این پروژه و خیلی بیشتر از من در نظارت در طول چهارسال ساخت آن نقش داشته ولی گویا چون من یك زن جوان بودم بیشتر دیده و شناخته شدم.

ایده طراحی به این شكل، چطور به ذهنتان خطور كرد؟

با همكارم در كوچه‌های تهران قدم می‌زدیم، یك كوچه بود كه در آن رودخانه‌ای بود و روی آن پل داشت، یك مبل قدیمی هم بود كه جلوی یك منزل گذاشته بودند،‌ مبل را كشیدیم و گذاشتیم روی پل و به این فكر كردم كه چرا همیشه باید فقط از روی پل رد شویم؟ چرا فرصتی نیست كه روی آن بتوانیم استراحت كنیم و فضای جدیدی را تجربه كنیم؟ این مساله در ذهنم مانده بود تا زمانی كه مسابقه این پل مطرح شد، اولین چیزی كه به ذهنم رسید این بود كه این پل باید جایی باشد كه آدم‌ها بتوانند روی آن استراحت و تفریح كنند، با خیال راحت و بدون عجله روی آن مكث كنند و به منظره‌های اطراف نگاه كنند. بعد هم نكات دیگری به آن اضافه شد مثل این كه این پل پر پیچ و خم باشد كه انتهای مسیر دیده نشود و افراد احساس كشف كردن و همچنین آزادی عمل داشته باشند. وقتی یك مسیر صاف باشد، هم به شما اجبار می‌كند كه مستقیم حرکت کنید و هم با دیدن ابتدا و انتهای آن جذابیت كمتری دارد. من خودم مشابه این پل را در شهرها و كشورهای دیگر ندیده‌ام.

زمانی طراحی، فكر می‌كردید ایده‌تان محقق می‌شود؟

زمان مسابقه فكر می‌كردم بعید است این طرح برنده شود ولی با خودم گفتم به هر حال باید بهترین كار را تحویل داد. بعد از برنده شدن و طراحی نهایی گاهی نگران می‌شدم كه این كار خیلی بزرگ است و شاید خوب از آب درنیاید ولی چون یک تیم مهندسی سازه قوی و باتجربه کنارم بود خیالم راحت بود که به لحاظ فنی کار درست طراحی می‌شود و من هم در بخش معماری کار خودم را درست انجام می‌دادم. تیم سازه این پروژه یک دفتر ایتالیایی به نام “مافیس” هستند.

سوالی كه گاهی مطرح می‌شود این است كه ساخت پل طبیعت، خودش به طبیعت آسیب نزده؟

نه واقعا ما تلاش كردیم كمترین آسیب را به طبیعت بزنیم. در محل احداث آن تلاش كردیم نقاطی را انتخاب كنیم كه كمترین درخت را داشته باشد یا اصلا درخت نداشته باشد و تعداد ستون‌ها را به حداقل برسانیم. عده‌ای نقد می‌كنند كه نام این پل، طبیعت است ولی از آهن ساخته شده، در حالی كه این انتقاد وارد نیست اولا چون آهن هم از طبیعت است، ضمن این كه وسعت و استحكامی كه این سازه لازم داشت اجازه نمی‌داد از چوب استفاده كنیم. علاوه بر این استفاده از چوب در صنعت ساختمان در كشورمان مرسوم نیست و اگر هم می‌خواستیم از چوب استفاده كنیم باید تعداد زیادی درخت قطع می‌شد که مغایر با نام طبیعت می‌شد.

شما از طریق طراحی پل طبیعت بیشتر شناخته شدید. قبل از آن هم فعالیت‌هایی داشتید كه مهم بود ولی دیده نشد؟

بله من در سال 1384به همراه آقای علیرضا بهزادی شرکتی را تاسیس کردیم که در آن زمان اولین شرکت طراحی، ساخت و اجرای سازه پارچه‌ای بود. پروژه‌هایی مثل آمفی تئاتر آب و آتش، پل ابریشم 2 و پوشش بازار گل، پل شهادت در موزه دفاع مقدس، سایه‌بان و پوشش دیواره بوستان نرگس و پروژه‌های کوچک و بزرگ زیادی را قبل از پل طبیعت انجام دادیم. در واقع این پروژه‌ها مهم بودند ولی مهمتر از همه این بود که ما یک تکنیک جدید را وارد صنعت ساختمان ایران کردیم که زیاد دیده نشد و بیشتر کسانی که با کارهای ساختمانی سر و كار دارند این نکته را درباره ما می‌دانند.

بعد از این پل، به شما پیشنهاد پروژه‌های مشابه داده شد؟

بله پیشنهادهای زیادی داده شد اما مساله اینجاست كه همه فكر می‌كردند باید در شهرشان یك «پل طبیعت» داشته باشند. این خودش نوعی خطر محسوب می‌شود چون خیلی‌ها فكر می‌كنند این پروژه موفق است چون «پل» است در حالی كه چیزی كه در این فضا مهم است كیفیت فضایی است كه به آدم‌ها داده می‌شود. ممكن است در یك شهر اصلا به پل نیاز نباشد و بتوان این فضا را لبه آب یا روی زمین و كف خیابان داشت كه اتفاقا اقتصادی‌تر هم هستند. در شهری رفتم جایی كه پل لازم نداشت می‌خواستند هر طوری شده مشابه این پل را پیاده كنند در حالی كه برای هر شهر و منطقه باید به ظرفیت‌های آنجا توجه كرد.

درباره پل طبیعت، علاوه بر جذابیت‌های خودش، فعالیت شما به عنوان یك زن جوان ایرانی مطرح شد. فعالیت زنان طراح و معمار در كشورمان را چطور ارزیابی می‌كنید؟

فکر می‌کنم زنان ما بسیار توانمند هستند و شاید آقایان ناراحت شوند ولی خیلی جاها به نظرم خانم‌ها توانمندتر از آقایان هستند. در دفتر ما اکثریت با خانم‌هاست و بیشتر کارهای مهم هم به دست خانم‌ها انجام می‌شود.

فكر می‌كنید موفقیت و مطرح شدن نام شما، توانسته فضا را بیشتر برای اعتماد به زنان باز كند؟

این را واقعا نمی‌دانم. شاید کسانی که در زمینه موضوعات پیرامون زنان تحقیق می‌کنند بتوانند دقیق‌تر بگویند. ولی آنچه من می‌بینم این است كه زنان در کشور ما در همه زمینه‌ها می‌درخشند، مثلا در ورزش می‌بینیم چه تعداد از زنان و دختران ایرانی برای کشور افتخار می‌آفرینند. همینطور در سینما و دیگر هنرها یا علوم و صنایع. شاید تک تک این موفقیت‌ها در کنار هم کم‌کم این اعتماد را ایجاد کرده باشد و قطعا همین یک کار نمی‌تواند تغییری ایجاد کند. فکر می‌کنم حالا دیگر ما زن‌ها کمتر می‌نشینیم تا اعتماد را به ما بدهند، هر كداممان در جایی كه هستیم تلاش می‌کنیم آن را به دست بیاوریم، همانطور که تا الان این کار را کرده‌ایم.

جالب بود كه همین امروز، چند توریست خارجی شما را شناختند. بازتاب اجرای طرح شما در كشورهای دیگر چه بود؟ به نظر می‌رسد بیشتر از ایران در كشورهای دیگر شناخته شده‌اید!

خوشبختانه این كار بازخوردهای خیلی خوبی در داخل و خارج از كشورمان داشت. این پل توانست وجهه مدرنی از كشورمان به نمایش بگذارد، در شرایطی كه برجام، ایران را به تیتر خیلی از روزنامه‌ها تبدیل كرده بود، پل طبیعت هم مطرح شد و مخصوصا این كه اضافه می‌كردند یك زن جوان طراح این پل بوده، تصور خیلی از افراد را نسبت به كشورمان تغییر می‌داد. این پروژه هم برای شخص من بازتاب خوبی داشت و هم تهران را به عنوان یك شهر مدرن امروزی به جهان معرفی كرد.

این پل در حال تبدیل شدن به یكی از نمادهای تهران است و در كنار برج آزادی و برج میلاد قرار گرفته. خودتان كدام نماد را بیشتر دوست دارید؟

هم برج آزادی و هم برج میلاد پروژه‌های باارزشی هستند مخصوصا این كه برج آزادی در زمانی ساخته شد که ایجاد فرم‌های هندسی پیچیده در معماری به راحتی این روزها با استفاده از نرم افزار نبود و شاید بتوان گفت این پروژه علاوه بر ارزش‌های معماری زیادی که دارد، به لحاظ مهندسی و ساخت از زمان خودش بسیار جلوتر بوده.در هر حال فكر می‌كنم با توجه به قدمت آن نیز هنوز برج آزادی را باید نماد تهران بدانیم چرا که بیش از 40 سال است تهران را با این نماد می‌شناسند؛ اما در عین حال باید بگویم پل طبیعت را به دلایل مختلفی دوست دارم. نه فقط چون به نوعی مثل فرزندم است و حتی اگر خوب هم نباشد نمی‌توانم دوستش نداشته باشم، بلكه به دلایل زیاد دیگری مثلا این كه آنچه پل را از هر دو برج متفاوت می‌کند افقی بودن آن و شکلی است که مردم از آن استفاده می‌کنند. پل بر خلاف برج‌ها که قرار است از بیرون شاخص باشند و دیده شوند، آنچنان تلاشی برای دیده شدن از بیرون نمی‌کند بلکه هویتش را از این می‌گیرد كه افرادی كه روی پل هستند از آن لذت می‌برند و از این بالا شهر و خاطره‌هایشان را مرور كرده و آن را در سلفی‌هایشان ثبت می‌کنند. پل در ارتفاع خیلی بالا نیست که مردم از شهر دور شوند بنابراین مثل یک ایوان، شهر و کوه‌ها را در مقابل افق دیدشان می‌بینند؛ آن هم از زاویه‌ای که شاید در کمتر نقطه‌ای از تهران بتوان دید.
نكته مهم دیگر كه این پل را برایم دوست‌داشتنی می‌كند این است كه استفاده از پل برای همه رایگان است و به پرداخت هزینه و بلیت احتیاج ندارد. نکته‌ مهمی که شاید کمتر به آن توجه می‌شود این است که بدانیم و بپذیریم همه مردم شهر، با هر میزان درآمد، لایق این هستند که به فضاهای مطلوب شهری دسترسی داشته باشند و در شهری زندگی کنند که برای “انسان” احترام بیشتری نسبت به “ماشین” قائل است. خود ما شهروندان هم باید به این مسائل بیشتر فكر و باور پیدا کنیم و برای رسیدن به آن با رفتار درست شهری تلاش کنیم.

به رابطه مردم و فضاهای شهری اشاره كردید. فكر می‌كنید تهران به چه پروژه‌های دیگری نیاز دارد؟

شاید ساده به نظر برسد ولی به نظرم مهمتر از همه چیز این است كه تهران به پیاده‌روهای خیلی بهتر و بیشتری نیاز دارد. پیاده‌روهایی که صاف و سالم باشند، ماشین‌ها در آن پارک نکنند، موتوری‌ها روی آنها نرانند و کارگاه‌های ساختمانی هر کجا که دلشان خواست آن را نبندند. تهران و كلانشهرهای دیگر به پیاده‌روهایی نیاز دارند که برای رسیدن به آنها لازم نباشد از نیم‌متر جوب و جدول بپریم. پیاده‌روهایی که با عرض مناسب و ساخت خوب، امکان راه رفتن با هر سن و شرایطی را به افراد بدهد مثلا آنهایی که از ویلچر یا كالكسه فرزند استفاده می‌کنند دچار مشكل نباشند. اگر پروژه‌ای تعریف شود که پیاده‌روها و مسیرهای دوچرخه در شهر ایجاد و به نحو درستی این مسیرها در ارتباط با سیستم حمل و نقل عمومی طراحی شوند می‌توان امیدوار بود که افراد كمتر از خودروهای شخصی استفاده كنند و وضعیت آلودگی هوا هم هر روز بدتر نشود.

طرح‌هایی هم هست كه برای افزایش نشاط و كم شدن آسیب‌های اجتماعی مخصوصا در جنوب شهر بتوان طراحی كرد؟ اصولا فضای شهری چقدر در كاهش جرایم نقش دارد؟

درباره آسیب‌های اجتماعی عوامل زیادی مثل اقتصاد و فرهنگ و مسائل اجتماعی دخیل هستند. رابطه شهر و زندگی مردم هم موثر است كه مستقیم و در عین حال پیچیده است. فكر می‌كنم شدنی است كه فضاهای باكیفیت بیشتری در سطح شهر داشته باشیم. این موضوع امكان دارد و خیلی هم لازم است چون من معتقدم ارتباط زیادی بین كیفیت فضای شهری و نوع زندگی مردم وجود دارد. من خودم ندیده‌ام روی پل طبیعت دعوا بشود، آزار و اذیت یا سرقت وجود داشته باشد، فكر می‌كنم هر فضایی با طراحی خاصی كه دارد به مردم می‌گوید در آنجا چطور رفتار كنند. به عبارتی احترام هر فضا دست خودش است. وقتی فضای شهری محترمانه، خوشایند و در عین حال ایمن باشد، مردم را هم در سكوت به درست رفتار كردن و محترم بودن تشویق می‌كند.

چه آینده شغلی برای خودتان متصورید؟

من 10 سال پیش امروز را متصور نبودم بنابراین از الان هم چیزی از خودم برای 10 سال آینده متصور نیستم. این را می‌سپارم به دست زندگی که برایم تصویر کند. من فقط هر روز هر کاری که در دست دارم به بهترین نحوی که می‌توانم و بر اساس اصول و عقایدم انجام می‌دهم و جلو می‌روم.

ایده‌هایی دارید كه به نظر خودتان یا دیگران بلندپروازانه و محقق‌نشدنی باشد؟

این روزها بیش از هر چیز دغدغه‌ام شهر و زندگی شهری مردم است. همانطور که می‌دانیم همه این روزها از ترافیک و آلودگی هوا نالان هستیم. به نظرم شهر مقوله‌ایست که به طور مستقیم با مرگ و زندگی و روح و روان انسان‌ها سر و کار دارد. در سال‌های گذشته کمتر به این موضوع توجه شده اما خوشبختانه اخیرا می‌بینیم و می‌شنویم که این مقولات مورد بحث قرار می‌گیرند. ایده‌ای که برای شهر دارم، خیلی هم بلندپروازانه نیست اگر در آن تنها نباشم. بعضی‌ها به من می‌گویند خیلی امیدوار نباش چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد؛ اما رویای من این است روزی تهران طوری باشد که در آن همه به فضای سبز، پیاده‌روهای قابل استفاده، مسیر دوچرخه‌سواری و حمل و نقل عمومی کارآمد که پاسخگوی جمعیت شهر باشد دسترسی داشته باشند. آرزو می‌كنم روزی باشد كه انقدر زندگی همه به ماشین‌های شخصی‌شان وابسته نباشد و ما در تهران شاهد یک شهر پویا و زیبا و سرزنده باشیم که درآن تعداد آدم‌های پیاده از سواره‌ها بیشتر باشد.

شما خودتان ماشین ندارید؟

نه ماشین ندارم و رانندگی نمی‌كنم، تا جایی كه بشود پیاده می‌روم و از تاکسی های خطی و وسایل حمل و نقل عمومی استفاده می‌كنم.

درباره پروژه‌ای هم كه در حال حاضر در آبادان انجام می‌دهید بگویید. این پروژه چقدر می‌تواند در بهبود وضعیت مردم جنوب كشور موثر باشد؟

این پروژه بسیار جالب است. خوشبختانه در وزارت نفت رویکرد بسیار خوبی در سال‌های اخیر شکل گرفته و آن توجه به اهمیت تاریخی و فرهنگی صنعت نفت است. به همت دکتر نعمت‌اللهی مدیر موزه‌ها و مرکز اسناد صنعت نفت این روزها بخش‌های زیادی از پالایشگاه‌ها یا دیگر فضاهای مرتبط با صنعت نفت در حال تبدیل شدن به موزه هستند و پروژه‌های زیادی که همه راوی تاریخ این صنعت در کشور هستند، در حال انجام است. پروژه‌ای که ما روی آن کار می‌کنیم اسکله‌ایست که بین رود اروند و پالایشگاه قدیمی آبادان قرار گرفته که جرثقیل اکوان هم در همین اسکله قرار دارد. این اسکله قرار است با ابزار و ماشین‌آلات باقیمانده از پالایشگاه طراحی و به یک پارک موزه صنعت نفت تبدیل شود. درواقع یك فضای باز تفریحی است که مردم در حین قدم زدن و لذت بردن از مناظر اطراف می‌توانند با تاریخ صنعت نفت هم آشنا شوند. اما در كل باید بگویم پاسخ به این كه این پروژه چه تاثیرات مستقیمی در شهر خواهد داشت چندان راحت نیست، با این حال ایجاد یک فضای شهری با رویکردی جدید و بازی‌گون حتما باعث نشاط مردم آن شهر می‌شود. فكر می‌كنم این اسکله می‌تواند شروع یك نگاه جدید یعنی طراحیِ فضایِ شهریِ عمومیِ با کیفیت، بر محور احترام به انسان، برای آبادان باشد که اگر این نگاه در مقیاس کلان دیده و اجرا شود می‌توان امیدوار بود که در بلندمدت بتوانیم آثار مثبت آن را در آبادان و دیگر شهرها ببینیم.

عكس‌ها: احسان ظهيرالديني / عارف طاهركناره

47234

گزیده پیام‌های نوروزی رهبر انقلاب در ۲۶ بهار

به گزارش خبرآنلاین، ایشان از سال 69 که اولین بهاری بود که رهبری کشور را
برعهده گرفتند تاکنون هر سال با پیامی راهبردهای اساسی سال جدید را مشخص کرده‌اند.
ایشان سال  گذشته بر اقتصاد مقاومتی تاکید فرمودند و نام سال 95 را «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» نام گذاردند.

بخش هایی از پیام های نوروزی ایشان در سال های مختلف که در پایگاه اطلاع رسانی
دفتر مقام معظم رهبری درج شده، در جدول زیر مشاهده می شود:

 

سال

گزیده
ای از پیام نوروزی

سال 69

ما امسال عید نوروز را در
حالی برگزار می‌کنیم که خدای متعال با فقدان بزرگ رهبر عظیم‌الشأنمان، امتحان سختی
از ما کرد و دوران سختی را بر ما گذراند. آن فقدان، محنت بزرگی بود. امیدواریم که
خدای متعال، روح آن بزرگمرد را با ارواح مقدسه‌ی انبیا و اولیا محشور کند و او را
از ما راضی نماید و ما را در راه او، مستمر و مستدام بدارد. امیدواریم که خداوند،
نظر لطف و محبت خود را که در طول این یازده سال همواره بر این ملت و بر این نظام
داشته است، باز هم آن را بر ما مستمر بگرداند و ما بتوانیم به کمک خدا و با حرکت
در راه او و با استغفار و توبه‌ی الیاللَّه، متاع حَسَن و قدرت و قوّت و عزت الهی
را برای خودمان و برای این ملت بزرگ و فداکار تأمین کنیم.

سال 70

شما ملت عزیز ما توانستید
با کمکهای خودتان به دولت و به مردم آسیب‌دیده‌ی کشور، کاری بکنید که در طول تاریخ
گذشته‌ی ما بی‌سابقه بود. ما زلزله‌های بسیاری را دیده‌ایم؛ حوادث طبیعی بسیاری را
در گذشته از نزدیک شاهد بوده‌ایم؛ حادثه‌یی با عظمتِ زلزله‌یی که در شمال پیش آمد،
بعضاً در گذشته هم اتفاق افتاده بود؛ لیکن هیچوقت نشده بود که آثار و عوارض آن حوادث
تلخ، به این سرعت به سمت بهبودی پیش برود که در این بار اتفاق افتاد. البته کمبودها
در آن مناطق زیاد است؛ لیکن آنچه که از پیشرفت امور و کمک به زلزله‌زدگان و آسیبدیدگان
و تأمین مسکن و غیر اینها اتفاق افتاد، به برکت همکاری و همدوشی مردم با دولت و تلاش
فراوان ملت و دولت در این زمینه بود.

سال 71

یکی از این حوادث سال گذشته،
از هم پاشیده شدن امپراتوری بزرگ و کشور اتّحاد جماهیر شوروی و زوال یک ابر قدرت
بود که حقیقتاً حادثه‌ای بزرگ در زمان و تاریخ ما به حساب میآید. این حادثه از چند
نظر حائز اهمیت است: اوّلاً از این نظر که موجب شد در خلال کشورها و ملتهایی که استقلال
و آزادی خودشان را به دست آوردند، کشورها و ملتهای مسلمان نیز به این امتیازات برسند.
میلیونها مسلمان در این منطقه و در همسایگی ما توانستند آشکارا و با صراحت، آرزوها،
آرمان‌های اسلامی و فرهنگ خود را بر زبان بیاورند و آن را مطرح کنند؛ در حالی که
ده‌ها سال از این حقّ طبیعی محروم بودند.

سال 72

آنچه که من به برنامه‌ریزان
و مسؤولین دولتی مؤکّداً سفارش میکنم، این است که در این برنامه توجّه کنند که هدف
اصلی، کمک به طبقات محروم جامعه باشد. این، چیزی است که ما را به «عدالت اجتماعی»
نزدیک میکند. هدف اصلی در کشور ما و در نظام جمهوری اسلامی، عبارت از تأمین عدالت
است و رونق اقتصادی و تلاش سازندگی، مقدّمه آن است. ما نمیخواهیم سازندگی کنیم که
نتیجه این سازندگی یا نتیجه رونق اقتصادی، این باشد که عدّه‌ای از تمکّن بیشتری برخوردار
شوند و عده‌ای فقیرتر شوند. این، به هیچ‌وجه مورد رضای الهی و رضای اسلام و مورد
قبول ما نیست.

سال 73

تذکّری که می خواهم عرض کنم
این است که از آغاز سال جدید، دو شاخص را به عنوان شعار برای خودمان قرار دهیم: این
دو شاخص، عبارت است از «وجدان کار» و «انضباط اجتماعی». این دو شاخص، برای همه ما،
در هر جا که هستیم بسیار مهم است. «وجدان کار» یعنی این‌که اگر کاری را به عهده گرفتیم
و انجام آن را تعهّد کردیم – چه این کار، برای شخص خودمان یا خانواده خودمان؛ جهت
نان درآوردن باشد، و چه کاری اجتماعی و مردمی و مربوط به دیگران باشد آن را خوب و
کامل و دقیق و تمام انجام دهیم. به تعبیر معروف، برای آن کار، «سنگ تمام بگذاریم».
اگر ملتی دارای «وجدان کار» باشد، محصول کار او خوب خواهد شد، و وقتی محصول کار نیکو
شد، وضع اجتماعی، به طور قطع بهبود پیدا خواهد کرد.

سال 74

من عرض می کنم امسال هم می‌خواهم
دو توصیه بکنم. یک توصیه این است که آن دو شعار [شعارهای سال ۷۳] را زنده نگه داریم… توصیه
دوم که آن هم برای جامعه ما بسیار مهم است، «انضباط اقتصادی و مالی» است. من این
را از آحاد ملت و مسؤولین کشور و مأمورین دولت، امسال تقاضا دارم. انضباط اقتصادی
و مالی یعنی مقابله با ریخت و پاش، زیاده روی و اسراف. ریخت و پاش مالی و زیاده روی
در خرج کردن و زیاده روی در مصرف، به هیچ وجه صفت خوبی نیست. نه اسمش جود و سخاست
و نه کرم و بزرگ منشی است. فقط اسمش «بیانضباطی اقتصادی و مالی» است.

سال 75

من همه را به رعایت منابع
مالی کشور توصیه می کنم… اسراف در ثروت عمومی و موجودیهای این کشور و منابع طبیعی
و نیز در آنچه که با زحمت زیاد به دست میآید و اسراف در نان و آب و انرژی و نیروی
انسانی، همه اینها بد است. اسراف، نقطه مقابل آن توصیه‌ای است که ما در سال گذشته
و سالهای قبل از آن عرض کردیم که عبارت از «انضباط» است. اگر بخواهیم با اسراف مبارزه
کنیم، باید برای این کار برنامه‌ریزی انجام گیرد و آن را مسؤولان دولتی انجام دهند.
بنابراین، توصیه اوّل من، مبارزه با اسراف و زیاده‌روی و نابود کردن اموال عمومی
و اموال شخصی است؛ چون اموال شخصی هم، به نحوی به اموال عمومی برمی‌گردد.

سال 76

من امسال می خواهم مثل سالهای
قبل، به همه مردم یک سفارش بکنم. بحمداللَّه سفارشهایی که شده، مورد توجّه قرار گرفته
است. هم مردم توجه کرده‌اند و هم مسؤولان، و من توقّعم از هر دو است؛ هم از مردم
و هم از مسؤولان. من می‌خواهم به مردم عزیزمان عرض کنم که امسال همه سعی کنند اسراف
را کنار بگذارند. متأسفانه در زندگیهای ما اسراف وجود دارد. اسراف یعنی تضییع نعمت
الهی؛ یعنی نشناختن قدر نعمت الهی. البته بیشتر، مخاطب ما در این سخن، افراد متمکّنند.
افرادی که تهیدتست یا متوسّطند، به نظر میرسد که کمتر اسراف می‌کنند… کنار گذاشتن
اسراف در چیزهایی که به نظر کوچک می‌آید؛ مثل اسراف در مصرف بی‌رویّه آب، ضروری است.

سال 77

امسال توصیه مهمّ من عبارت
است از صرفه‌جویی. دولت هم باید صرفه‌جویی کند؛ ملت هم باید صرفه‌جویی کند. دولت،
علاوه بر صرفه‌جویی بایستی راههای صرفه‌جویی را هم به مردم تعلیم دهد. تا وقت نگذشته
است – تا ماههای اوّل سال، سپری نشده است – بایستی فهرستی از انواع صرفه‌جوییهایی
را که مردم میتوانند بکنند – در آب، نان، بنزین و در مصارف گوناگون و همه چیزهایی
که برای صرف آنها مجبوریم از سرمایه‌های کشور و نفت مصرف کنیم – و راه‌های صرفه‌جویی
در آنها را به مردم تعلیم و نشان دهند؛ مردم هم جدّاً سعی کنند که صرفه‌جویی نمایند.

سال 78

سالی که در این ساعت و در
این روز آغاز میشود، سالی است با امیدها و با امکانات فراوان و انشاءاللَّه با توکّل
به خدا، سالی متناسب با خواستها و ارزشهای ملت ایران است. از مهمترین خصوصیات امسال
این است که مصادف با صدمین سال ولادت امام بزرگوار ماست. به همین مناسبت جا دارد
که این سال را سال امام خمینی (رحمةاللَّه‌علیه) بدانیم و بنامیم. فقط هم نامیدن
و عنوان، کافی نیست. باید ان‌شاءاللَّه همه سعی کنند شخصیت بزرگوار امام خمینی را
با همان ابعاد عظیم، به درستی بشناسند و خصوصیات آن را ان‌شاءاللَّه در زندگی خود
و زندگی ملت و عرض و طول معنوی کشور، اِعمال و پیاده کنند.

سال 79

سال جدیدی را در پیش رو داریم
و همان طور که می دانید، امسال، هم در آغاز و هم در پایان خود، مزیّن به عید مبارک
غدیر است؛ یعنی سال ۱۳۷۹،
دو عید غدیر دارد. بسیار مناسب است که ما این سال را به این مناسبت، «سال امام امیرالمؤمنین،
علیبن‌ابیطالب علیه‌السّلام» بدانیم و بنامیم و خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم…
امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در زندگی حکومتی خود، نسبت به عدالت، نسبت به حقوق ضعفا
و درماندگان و پابرهنگان، بیاغماض و بیگذشت بود. ماهم باید همینطور باشیم. آن حضرت
نسبت به حقّ خود و به سهم خود، بسیار پرگذشت بود؛ همه ما نیز باید همین‌گونه باشیم.

سال 80

در زمینه آنچه که ما در سال
۸۰ باید به عنوان شعارهای اساسىِ
خودمان به آن نگاه کنیم، من دو نقطه مهم را مطرح می کنم: نقطه اوّل، اقتدار ملی است.
اقتدار ملی برای یک کشور، حفظ کننده هویت او، مایه عزّت او و وسیله رسیدن او به آرمانهاست.
نکته دوم و نقطه‌ی اساسی دیگر مسأله اشتغال است. سال را باید از آغاز تا پایان، سالِ
تلاش برای ایجاد اشتغال مفید و مولّد قرار دهیم. در مطالعات عمیق و بررسیهای همه‌جانبه
اقتصادی، به این نتیجه می رسیم که نقطه عزیمت و شروع، عبارت است از تلاش برای اشتغال.
برای جامعه ما شایسته نیست که جمع بزرگی از مردم -جوانان- از اشتغال مفید و مولّد
محروم باشند.

سال 81

امسال، سال شمسی ما، هم در
فروردین و هم در آخر سال در اسفند، با عاشورای حسینی مقارن و مصادف است. بنابراین
جا دارد که ما امسال را «سال عزّت و افتخار حسینی» بدانیم. امیدواریم ملت عزیز ما
با تمسّک به معنویتِ حسین‌‌بن‌‌علی علیه‌السّلام و با آشنایی بیشتر با آن بزرگوار،
عزّت و افتخار و سربلندی را برای خود کسب کند؛ همچنان که بحمداللَّه به برکت آن حضرت
و به برکت اسلام و قرآن، از عزّت و افتخار معنوی برخوردار بوده و هست.

سال 82

نکته‌‌ای که امسال اضافه می
کنم و به آن تأکید می ورزم، این است که همه‌‌ی مسؤولان در سه قوّه، باید نهضتی را
برای خدمت‌‌رسانی به مردم شروع کنند. ممکن است ما انواع و اقسام کارها و برنامه‌‌ها
را در پیش‌‌رو داشته باشیم و اجرا کنیم؛ باید در میان آنها آنچه خدمت‌‌رسانىِ عمیق‌تر
و ماندگارتر و زودبازده‌‌تر محسوب می‌شود، اولویّت پیدا کند. به ویژه این کارها باید
بیشتر در خدمت قشرهای مستضعف و محروم و محتاج جامعه صورت گیرد… مسؤولان باید مردم
را در قبال یک گزارش درست و متقن، مختار به قضاوت کنند تا مردم بتوانند کارآمدىِ
نظام را به چشم ببینند و نسبت به آن قضاوت نمایند. نهضت خدمت‌‌رسانی به مردم یک مبارزه‌‌ی
بزرگ و سنگین است؛ زیرا خدمت رساندن به عموم مردم با منافع بعضی گروه‌های خاص تضاد
پیدا می‌کند و این‌‌جاست که باید با مبارزه و همّت و عزم راسخ وارد میدان شد.

سال 83

سال ۸۳ آخرین سال دولت خدمتگزار کنونی است؛ همچنانکه
مدت مسؤولیت پنج ساله‌ی اول رئیس قوه‌ی قضائیه و مجلس ششم شورای اسلامی دوران مسؤولیت
خود را به پایان می برند. آنچه که در این سال مناسب و لازم است که انجام بگیرد، این
است که مسؤولان بخشهای مختلف به مردم گزارش بدهند که در دوران مسؤولیتی که در حالِ
پایان یافتن است یا پایان یافته، چه خدمت بزرگ و چه کار شایسته‌ای را برای مردم انجام
داده‌اند. دولت خدمتگزار، قوه‌ی قضائیه و مجلس شورای اسلامی به مردم پاسخ دهند که
آنچه را که به عنوان شعار کار خود بر زبان آورده‌اند و همچنین آنچه را که مطالبات
عمده‌ی رهبری در این سالها بوده است، چگونه تحقق بخشیده‌اند. درواقع سال ۸۳، سال پاسخگویی سه قوه به
ملت ایران است.

سال 84

آنچه برای مردم و مسؤولان
– هر دو – حایز اهمیت است، عبارت است از همکاری و حفظ وحدت ملی و همبستگی عمومی ملت
در قبال آنچه مسؤولان موظفند انجام دهند. ادامه‌ی این راه از یک طرف، و همکاری مردم
و مسؤولان از سوی دیگر، میتواند ما را در پیشرفت این راه و پیشبرد این اهدافِ والا
کمک کند. بنابراین امسال «همبستگی ملی و مشارکت عمومی» می تواند شعار بزرگ ملت ایران
باشد. یقیناً مشارکت عمومی مردم – چه در انتخابات و چه در مسائل گوناگونی که این
دولت و همچنین دولت آینده در پیش‌رو دارد – و همبستگی ملی آنان خواهد توانست به پیشرفت
برنامه‌ها کمک کند.

سال 85

در این مقطع زمانی، یاد و
نام مبارک پیامبر اعظم از همیشه زنده‌تر است؛ و این یکی از تدابیر حکمت و الطاف خفیّه‌ی
الهی است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر اعظم خود نیازمند است؛
به هدایت او، به بشارت و انذار او، به پیام و معنویت او، و به رحمتی که او به انسان‌ها
درس داد و تعلیم داد. امروز درس پیغمبر اسلام برای امتش و برای همه‌ی بشریت، درسِ
عالم شدن، قوی شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است.
پس نام امسال به طور طبیعی، نام مبارک پیامبر اعظم است. در سایه‌ی این نام و این
یاد، ملت ما درس‌های پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درس‌های زندگی و برنامه‌های
جاری خود تبدیل کند.

سال 86

ملت ما باید هشیار باشد. تلاش
برای سازندگی کشور و عمده‌تر و مهمتر از آن، تلاش برای اتحاد کلمه و یکپارچگی ملی
و اتحاد امت اسلامی ادامه یابد. عاقلانه، هوشیارانه، خردمندانه و مدبرانه بایستی
این اتحاد را حفظ کرد و روزبه‌روز تقویت کرد. من به همین جهت به مسأله‌ی اتحاد کلمه‌ی
ملتمان اهمیت میدهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» است؛ یعنی
در درون ملت ما اتحاد کلمه‌ی همه‌ی آحاد ملت و قومیتهای گوناگون و مذاهب گوناگون
و اصناف گوناگون ملی؛ و در سطح بین‌المللی، انسجام میان همه‌ی مسلمانان و روابط برادرانه‌ی
میان آحاد امت اسلامی از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه‌ی آنها.

سال 87

من برای این سال دو چیز را
انتظار می‌برم… در این سال باید نوآوری فضای کشور را فرا بگیرد و همه خود را موظف
بدانند که کارهای نو و ابتکاری را ـ در سایه‌ی مدیریت صحیح و تدبیر درست ـ در فعالیت
کشور وارد کنند. انتظار دوم این است که فعالیتهایی که در سالهای گذشته انجام گرفته
است، کارهایی که دولت کرده است، سرمایه‌گذاریهای بزرگی که مسئولان گوناگون و آحاد
مردم در بخشهای مختلف ـ چه سرمایه‌گذاری مادی، چه سرمایه‌گذاری معنوی ـ انجام داده‌اند،
اینها به شکوفایی برسد و مردم نتایج آن را در زندگی خود حس کنند. لذا من امسال را
«سال نوآوری و شکوفایی» می‌نامم و انتظار دارم که ان‌شاءالله هم در زمینه‌ی نوآوری
و هم در زمینه‌ی شکوفایی، ملت ما شاهد نتایج شیرینی باشند.

سال 88

ما بایستی الگوی مصرف را اصلاح
کنیم. ما بایستی به سمت اصلاح الگوی مصرف حرکت کنیم. مسئولین کشور در درجه‌ی اول
– چه قوه‌ی مقننه، چه قوه‌ی مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوه‌ی قضائیه و غیر آنها
– و اشخاص و شخصیتها در رتبه‌های مختلف اجتماعی، و آحاد مردم ما از فقیر و غنی، بایستی
به این اصل توجه کنند که باید الگوی مصرف را اصلاح کنند. اینجور مصرف کردن در همه‌ی
زمینه‌ها – در امور ضروری زندگی، در زیادیهای زندگی  – مصرف کردن بی رویّه و بدون منطق و بدون تدبیر
عقلانی، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولین
درخواست میکنم، خواهش میکنم که در این زمینه فعالیت خودشان را در این سال زیاد کنند،
افزایش بدهند و برای اصلاح الگوی مصرف برنامه‌ریزی کنند. لذا من این سال را، سال
«حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف» می‌دانم.

سال 89

امسال برای اینکه ما بتوانیم
آنچه را که در این دعای شریف به ما تعلیم داده شده است و وظیفه‌ی ماست، انجام بدهیم،
برای اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهای کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم
به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکم‌تر و پرتلاش‌تر کنیم. من امسال
را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری میکنم. به امید اینکه در بخشهای
مختلف، بخشهای اقتصادی، بخشهای فرهنگی، بخشهای سیاسی، بخشهای عمرانی، بخشهای اجتماعی،
در همه‌ی عرصه‌ها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گامهای بلندتر،
با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکم‌تر، راه‌های نرفته‌ای را بپیمایند و به هدفهای
بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزدیکتر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این
کار مضاعف نیازمند است.

سال 90

همین تحریمهائی که دشمنان
ملت ایران زمینه‌سازی کردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این
بود که یک ضربه‌ای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز
بدارند. البته خواسته‌ی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجه‌ای را
که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛
اما دنبال میکنند. لذا این سال جاری را که از این لحظه آغاز می‌شود، ما بایستی متوجه
کنیم به اساسی‌ترین مسائل کشور، و محور همه‌ی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است.
لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت،
چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی می‌شوند و همچنین از ملت
عزیزمان انتظار دارم که در عرصه‌ی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند.
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.

سال 91

اگر ما توانستیم تولید داخلی
را رونق ببخشیم، مسئله‌ی تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ی اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلی
به معنای حقیقی کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده‌ی این وضعیت،
مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتی دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ی دشمن، کید دشمن
هم تمام خواهد شد.

بنابراین همه‌ی مسئولین کشور،
همه‌ی دست‌اندرکاران عرصه‌ی اقتصادی و همه‌ی مردم عزیزمان را دعوت میکنم به این که
امسال را سال رونق تولید داخلی قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «تولید ملی، حمایت
از کار و سرمایه‌ی ایرانی» است.

سال 92

کار بزرگ سال ۹۲، انتخابات ریاست‌جمهوری است
که درواقع مقدرات اجرائی و سیاسی و  به یک
معنا مقدرات عمومی کشور را برای چهار سال آینده برنامه‌ریزی می‌کند. ان‌شاءالله  مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست
آینده‌ی نیکی را برای کشور و برای خودشان رقم بزنند. البته لازم است هم در زمینه‌ی
اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید
وارد شد. با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد. با دل پرامید و پرنشاط باید
وارد میدان‌ها شد و با حماسه‌آفرینی باید به اهداف خود رسید. سال ۹۲ را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی
اقتصادی» نام‌گذاری می‌کنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی
سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز کشور تحقق پیدا کند.

سال 93

در نگاه به سال ۹۳ آنچه به نظر این حقیر مهم‌تر از همه است،
دو مسئله است: یک مسئله همین مسئله‌ی اقتصاد و دیگری مسئله‌ی فرهنگ است. در هر دو
عرصه و در هر دو زمینه توقّعی که وجود دارد، تلاش مشترکی است میان مسئولان کشور و
آحاد مردم. آنچه برای بنای زندگی و سازندگی آینده مورد انتظار است، بدون مشارکت مردم
تحقّق‌پذیر نیست. بنابراین علاوه بر مدیریّتی که مسئولین باید انجام بدهند، حضور
مردم در هر دو عرصه لازم و ضروری است؛ هم عرصه‌ی اقتصاد، هم عرصه‌ی فرهنگ. بدون حضور
مردم کار پیش نخواهد رفت و مقصود تحقّق پیدا نخواهد کرد. مردم در گروه‌های گوناگون
مردمی با اراده و عزم راسخ ملّی میتوانند نقش‌آفرینی کنند. مسئولین هم برای اینکه
بتوانند کار را به‌درستی پیش ببرند، احتیاج به پشتیبانی مردم دارند. آنها هم بایستی
با توکّل به خدای متعال و با استمداد از توفیقات و تأییدات الهی و کمک مردمی، مجاهدانه
وارد میدان عمل بشوند؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد و هم در زمینه‌ی فرهنگ…

لذا به گمان من آنچه در این
سال جدید پیش رو داریم، عبارت است از اقتصادی که به کمک مسئولان و مردم شکوفایی پیدا
کند، و فرهنگی که با همّت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوی حرکت بزرگ کشور ما و ملّت
ما را معیّن کند. لذا من شعار امسال را و نام امسال را این قرار دادم: «اقتصاد و
فرهنگ با عزم ملّی و مدیریّت جهادی».

سال 94

دولت، کارگزار ملّت است؛ و
ملّت، کارفرمای دولت است. هرچه بین ملّت و دولت صمیمیّت بیشتر و همکاری بیشتر و همدلی
بیشتری باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملّت
را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را
بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد
کند… لذا به نظر من امسال را باید سال همکاری‌های گسترده‌ی دولت و ملّت دانست؛
من این شعار را برای امسال انتخاب کردم: «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی». امیدواریم
این شعار در عمل تحقّق پیدا کند و هر دو کفّه‌ی این شعار، یعنی ملّت عزیزمان، ملّت
بزرگمان، ملّت با همّت و با شجاعتمان، ملّت بصیر و دانایمان، و همچنین دولت خدمتگزار
بتوانند به این شعار به معنای حقیقی کلمه عمل بکنند و آثار و نتایج آن را ببینند.

سال 95

اگر ما بخواهیم مشکل رکود
را حل کنیم، مشکل تولید داخلی را حل کنیم، بخواهیم مسئله‌ی بیکاری را حل کنیم، بخواهیم
گرانی را مهار کنیم، علاج همه‌ی اینها در مجموعه‌ی مقاومت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی
گنجانده شده است. اقتصاد مقاومتی شامل همه‌ی اینها است. میشود با اقتصاد مقاومتی
به جنگ بیکاری رفت؛ می شود
به جنگ رکود رفت؛ می شود
گرانی را مهار کرد؛ می شود
در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کرد؛ می شود فرصتهای بسیاری را برای کشور ایجاد
کرد و از فرصتها استفاده کرد؛ شرطش این است که برای اقتصاد مقاومتی کار و تلاش انجام
بگیرد.

 

29213

بهترین تصمیم زندگی جواد نکونام و دوستان

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ جلسه رئیس فدراسیون فوتبال با سرمربی تیم‌ملی بی نتیجه ماند. کی روش بعد از بحران با برانکو و ملی پوشان پرسپولیس حالا می خواهد اقتدارش در تیم ملی را به رخ دستیارانش بکشاند. کل مشکل این است؛ او در دبی به دستیارانش می گوید بروند فرودگاه و برگردند تهران.
کادر فنی به فرودگاه می رود و منتظار بلیت برگشت هستند که خبر رسانه ای می شود. تاج سراسیمه دست به کار می شود. از دستیارانش می خواهد برگردند به اردو. به تهران نیایند. رئیس فدراسیون دستور می دهد و دستیاران اطاعت می کنند چون آنها طرف قرارداد با فدراسیون فوتبال هستند نه کارلوس کی روش. حتی اگر سرمربی خیلی محبوب باشد و همیشه رئیس . این قدر رئیس که دستیارانش او را نه با واژه Coach  که boss  صدا کنند.
آنها از فرودگاه برگشتند تا حرف رئیس فدراسیون زمین نماند و حالا کی روش می گوید دستیارانش شوریده اند. خیانت کردند و دیگر جایی در تیم ندارند. نکونام که سال ها کاپیتان تیم ملی بوده ، مارکار آقاجانیان با سابقه طولانی همکاری با تیم ملی ، آرین قاسمی که این همه سال زبان رسمی کارلوس بوده و دیگران ، قربانی این اخلاق رئیس کی روش شده اند. جالب اینجاست که رئیس فدراسیون می گوید نمی تواند دستیاران را به کی روش تحمیل کند. یا می گوید فقط تعدادی از این دستیاران ممکن است در اردوی قطر نباشند و اینگونه بدعتی گذاشته می شود برای اطاعت از دستور مسئولان فدراسیون فوتبال.
دستیاران ایرانی که حالا از عدم حمایت از آنها شاکی هستند و احتمالا دیگر در تیم نمی مانند شاید یکی از بهترین تصمیم های زندگی شان را در حفظ جایگاه شان می گیرند. فدراسیون که اطاعت از دستوراتش به برکناری قرار است ختم شود هم حتما می تواند در آینده این خلاء اقتدار را حل کند.

 

43257