جهانبخش از رونالدو دور شد!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ بعد از جام جهانی 2018 صحبت ها درباره مقصد بعدی علیرض جهانبخش زیاد شد. خیلی ها از ناپولی به عنوان مقصد بعدی او نام می بردند و بعد از کدهایی که رئیس این باشگاه ایتالیایی هم داده بود، احتمال رخ دادن چنین اتفاقی وجود داشت. اما در نهایت انگار مسئولان این باشگاه توانایی پرداخت پول انتقال ملی پوش ایرانی آلکمار را ندارند و حضور جهانبخش در سری‌آ منتفی شده. حالا بحث رفتن علیرضا به انگلیس و لیگ برتر جزیره زیاد است. با این حساب احتمال اینکه جهانبخش در لیگ ایتالیا که از فصل آینده با حضور کریس رونالدو به کار خودش ادامه می دهد خیلی کم است.

43257

راه برون‌رفت ایران از بحران محیط‌زیستی؛ برنامه‌های معقول!

نیو صدر- پیش از شروع قرن بیستم ایران به اندازه کافی آب داشت، مشکل آلودگی ‌هوا، آب و
گرد و خاک نداشت و گوناگونی زیست‌محیطی‌اش در خطر نبود، اما ناگهان همه‌چیز تغییر
کرد.

این بخشی از مقاله دیوید لیلین اکولوژیست در مرکز پژوهشی آمریکایی آتلانتیک
درباره بحران‌های زیست‌محیطی در ایران است؛ او در مقاله «تخریب محیط‌زیست
و نابودی حیات‌وحش در ایران» که به‌تازگی منتشر شده روند تاریخی به وضعیت محیط‌زیست ایران نگاه می‌کند تا علل و
راهکارهای بحران محیط‌زیست ایران را بررسی کند.

لیلین در این مقاله تغییرات زیست‌محیطی ایران را به چند بخش تقسیم کرده وضعیت
محیط‌زیست ایران در بیش از صد سال پیش، چالش‌هایی که ایران اکنون با آن روبرو است
و راهکارهای آن.

چقدر منابع طبیعی داشتیم؟

پیش از انقلاب صنعتی وضعیت محیط‌زیست و منابع طبیعی
ایران مانند دیگر مناطق جهان بسیار خوب بود.

به‌طوری‌که در سال ۱۸۴۵ میلادی یک سرهنگ فرانسوی به
نام فوری یر وضعیت حیات‌وحش استان خراسان را اینگونه توصیف کرده بود: «تقریباً تصور آن انبوه حیوانات قابل صید غیرممکن
است. انواع کبک و هوبره در این دشت‌ها به فراوانی یافت می‌شود. ببر بنگال هم اینجا
و آنجا دیده می‌شود اما پلنگ، کفتار، گرگ، شغال و روباه فراوان است. من هرگز پیشتر
آن همه غزال را یک جا ندیده بودم. دشت پر از آن هاست، هر گله ای شامل چند هزار راس
است.»

در این رابطه در مقاله منتشر شده در آتلانتیک آمده است:‌
«کوه مای زاگرس از درختان بلوط پوشیده بودند و جمعیت گسترده قوچ و بز کوهی، خرس، گراز،
پلنگ و گوزن زرد را در خود جای داده بود. شیر ایرانی نیز در مرزهای جنوبی ایران تا
اواخر قرن نوزدهم وجود داشت و قوها و مرغابی ها به هنگام کوچ، آسمان سیبری تا
آفریقا و آفریقا تا سیبری را تیره می کردند.»

انقلاب صنعتی؛ دوران نابودی

اما این وضعیت در سال‌های بعد آرام آرام تغییر کرد و علت
این موضوع هم چیزی جز انقلاب صنعتی نبود، این انقلاب که در بین سال‌های ۱۸۲۰ تا ۱۸۴۰ میلادی انجام شده بود سال‌ها بعد
تاثیرش را روی محیط‌زیست ایران و جهان گذاشت.

اصلی‌ترین پیامد این انقلاب افزایش شدید جمعیت در جهان بود، این باعث شد تا کشورهای
اروپایی از منابع طبیعی خود و کشورهای دیگر استفاده کنند تا نیاز این جمعیت زیاد
را تامین کنند، ایران هم یکی از این کشورها بود.

لیلین در این رابطه در مقاله‌اش نوشته است: «در زمان جنگ جهانی دوم نیروهای اشغال‌گر با تفنگ‌های مدرن و جیپ در دشت‌ها به تعقیب غزال
پرداختند و شکار شبانه معمول شد. این باعث نگرانی برخی از شکارچیان حرفه‌ای ایران
شد.»

شروع
نجات محیط‌زیست در ایران

از اوایل
قرن بیستم، برخی اقدامات برای نجات محیط‌زیست انجام شد، به‌طوری در سال ۱۹۲۸
میلادی برای اولین بار در قانون مدنی کشور، قوانینی در رابطه با شکار مطرح شد.

اما این
روند آنقدر جدی نبود تا اینکه سرانجام بعد از تخریب و نابودی بخشی از محیط‌زیست ایران
پس از انقلاب صنعتی در سال ۱۹۵۷ کانون شکار ایران تشکیل شد. این اتفاق نتیجه کوشش مای
بازرگان ثروتمندی به نام منوچهر ریاحی و کمک شاهپور عبدالرضا برادر ناتنی محمدرضا
شاه بود.

این اتفاقات
درست همزمان با شروع نهضت محیط‌زیست در اروپا و آمریکا آغاز شد به‌طوری‌که در سال
۱۹۶۰ در انگلیس وزارت محیط‌زیست تشکیل شد.

لیلین در
این رابطه نوشت: افکار عمومی مخالف این برنامه( کانون شکار) بود زیرا باور عمومی
بر آن بود که شکار، پرندگان، و آبزیان، مانند هوا و آب، نعمت خدادادی محسوب می‌شوند
و مشمول مقررات نیستند. بااین‌حال، طرح و ایده موردحمایت کامل شاه قرار گرفت و
مجلس نیز آن را تصویب کرد.

او افزود:‌ « در ابتدا، دولت از” کانون شکار”
حمایت مالی نکرد؛ ریاحی به‌تنهایی بخش بزرگی از بودجه را تقبل کرد و مدیران استانی
نیز به‌طور داوطلبانه خدمت می کردند.»

تشکیل سازمان محیط‌زیست و روزهای خوب محیط‌زیست ایران

سپس این کانون شکار به سازمان صید و شکار و سرانجام در
سال ۱۹۷۱ بعد از ادغام با اداره محیط‌زیست سازمان محیط‌زیست ایران تشکیل شد.

طی سال‌های دهه ۱۹۷۰ ،سازمان حفاظت محیط‌زیست با دانشگاه
دولتی کلرادو درزمینهٔ مای بسیاری از جمله مواردی که مشاوران آمریکایی به کارکنان
ایرانی درزمینهٔ مای مدیریت کمک می کردند، همکاری داشت. فن‌آوری مای سرشماری هوایی
برای نظارت بر جانوران بزرگ در مناطق حفاظت شده‌ایجاد شدند تا مشخص شود که کدام
جمعیت جانوری از شکار کنترل شده بهره مند می‌شود

در این رابطه در مقاله مرکز پژوهشی آتلانتیک آمده است:‌ «در
اواخر دهه مای 1960 و 1970 ،سازمان حفاظت محیط‌زیست – به کمک پژوهشگران دانشگاه دولتی
کلرادو – سهمیه‌ای برای مجوز شکار در پارک مای حیات‌وحش و مناطق تحت حفاظت ایجاد کرد.»

لیلین در ادامه نوشت: 
« فیروز، رییس سازمان محیط‌زیست همچنین تمرکز
خود را بر فرسایش خاک در مراتع و چراگاه مای کنترل نشده حیوانات خانگی، اعمال کشت
و زرع عقب افتاده قرار داد. بیابان زائی در اطراف کویر لوت و نمک نیز از جمله مسائل
نگران کننده بود.»

مشکلات زیست‌محیطی دیگری هم مثل افزایش سرعت تخلیه سرعت‌های
آب، رها شدن قنات‌ها و … در آن زمان وجود داشت.

افول دوباره محیط‌زیست

اما در این میان درگیری ایران با مسائل سیاسی مختلف،
جنگ و … باعث شد تا محیط‌زیست دوباره فراموش بشود.

اکولوژیست آمریکایی در این رابطه نوشته است: « کارایی سازمان حفاظت محیط‌زیست شروع به کاهش
کرد. با در نظر داشتن دیگر چالش مای فوری داخلی و منطقه ای که ایران با آن مواجه
بود، سازمان حفاظت محیط‌زیست از بودجه ناچیز  به شدت آسیب دید.»

این محقق توضیح داد:‌ «حیوانات شکاری و جمعیت پرندگان نابودشده‌اند.
مراتع و دشت‌ها مورد تاخت و تاز و چرای بیش از حد گوسفندان اهلی قرار گرفته اند که
این امر به‌نوبه خود به تخریب و بیابان زائی، کاهش کارایی خاک، و هجوم گونه مای
گیاهی مضر انجامیده است. یوزپلنگ‌ها که اکنون در مناطق حفاظت شده خوراک کافی نمی‌یابند،
برای یافتن غذا مجبور به طی مسافت طولانی هستند که در این راه یا براثر تصادف با ماشین
و یا به دست چوپان‌ها کشته می‌شوند.»

و مشکلاتی
که حالا آن‌ها را می‌بینیم

این اتفاقات، مدیریت غلط و شاید تغییراقلیم باعث شده‌اند که ما اکنون پیامدهای
آن‌ها را ببینیم. لیلین این مشکلات را به ۵ دسته تقسیم می‌کند: آلودگی آب‌وهوا،
کمبود منابع آب، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی، تالاب‌ها و جابه‌جایی جمعیت روستایی.

*آلودگی آب‌وهوا

شاید بتوان  وضعیت کنونی استان خوزستان
را در این کلمه خلاصه کرد؛ آلودگی آب‌وهوا. وضعیت آلودگی منابع آبی امسال در این
استان به شکلی بود که مردم اعتراضات گسترده‌ای نسبت به آن انجام دادند.

در این رابطه در تحقیق مرکز پژوهشی آمریکایی آمده است: «در سراسر ایران، پساب صنعتی و خانگی و فاضلاب به‌ویژه فاضلاب بیمارستان‌ها
خاک، رودخانه و آب زیرزمینی را آلوده می‌کنند. کمتر از چهل درصد جمعیت کشور به
تجهیزات تصفیه پساب دسترسی دارند و استفاده از آب بطری بسیار معمول است. بر اساس
تحقیقات اخیر، ایران جزو کشورهایی است که بیشترین میزان آب تصفیه نشده فاضلاب‌ها
را برای آبیاری کشاورزی استفاده می‌کند و از این راه بهداشت میلیون‌ها شهروند را
در معرض خطر قرار داده است.»

آلودگی هوا هم که یکی از مشخص‌ترین مشکلات زیست‌محیطی کشورمان است، شهرهای
بزرگ زیادی از ایران درگیر آلودگی هوا هستند و در استان‌های جنوبی هم که بحران گرد
و خاک وجود دارد.

*کمبود منابع آب

یک حساب‌وکتاب ساده نشان می‌دهد که میزان منابع آبی در ایران بسیار بحرانی
است.

با در
نظر گرفتن آخرین آب وزارت نیرو منابع آب ایران ۸۸میلیارد مترمکعب است سرانه آب در
ایران ۱۱۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر است.

براساس
شاخص فالکن مارک که یکی از معروف‌ترین شاخص‌ها برای اندازه گیری سرانه آب یک کشور
است اگر سرانه آب کمتر از ۱۷۰۰مترمکعب باشد آن کشور
درگیر تنش آبی است، اگر این میزان کمتر از ۱۰۰۰ و ۵۰۰ مترمکعب بود کشور دچار کم
یابی و کم‌یابی مطلق آب می‌شود.

لیلین در این رابطه نوشت:‌ «محیط‌زیست ایران از
ساخت سدهای بی‌رویه‌ای که تعدادی از آن‌ها مسیر رودخانه‌ها را منحرف کرده و باعث
تخریب چشمگیر محیط‌زیست شده‌اند، آسیب بسیار دیده است. به‌عنوان‌مثال، سد گتوند در
خوزستان بر روی یک تپه نمکی بنا شده است. در نتیجه آبی که اکنون به کارون، طولانی‌ترین
رودخانه ایران، می‌ریزد، پرنمک است و زیستگاه‌های بسیاری را تخریب کرده است.»

او ادامه
داد:‌ «در مجموع، مانند غرب ایالات متحده در جریان قرن نوزدهم و بیستم، منابع زیرزمینی
خودسرانه و بی‌رحمانه خالی شده‌اند. همچنین آب مای سطحی، به‌جای آنکه اجازه داده
شود مسیر طبیعی خود را که نتیجه میلیون‌ها سال تغییرات طبیعی زمین است طی کنند،
هدفمندانه به‌جاهای خاصی منحرف شده‌اند.»

*جنگل‌زدایی
و بیابان‌زایی

بنا به اطلاعات
مرکز آمار ایران، وسعت جنگل مای ایران در سال ۱۹۰۰ در حدود ۱۹ میلیون هکتار بود
اما این رقم تا سال ۲۰۱۲ به ۴.۱۴میلیون هکتار کاهش یافته است. بر پایه اطلاعات
موسسه اقتصاد تجارت، تا سال ۲۰۱۵  ،مناطق
جنگلی ایران به ۷.۱۰میلیون هکتار کاهش یافته و نابودی ۴۳ درصدی از سال ۱۹۰۰ داشته‌اند.
بیشترین بخش مناطق جنگلی بازمانده در کوه مای البرز در نزدیکی دریای خزر و در کوه مای
زاگرس واقع شده‌اند.

این
موضوع علل زیادی دارد که ناشی از سیاست‌های قبل و بعد از انقلاب است.

در این
مقاله در این رابطه آمده است:‌ «در دوران پهلوی توسعه کشاورزی به‌ویژه به پوشش
جنگلی آسیب رساند. در استان خوزستان، زمین مای جنگلی به زمین مای کشت تنباکو،
خشخاش و نیشکر تبدیل شدند. در گیلان درختان جنگلی قطع شدند تا چای، برنج و تنباکو
کشت شود. بهره‌برداری مای مشابه در مازندران منجر به انقراض گونه ببر ایرانی شد،
آخرین آن‌ها در دهه ۱۹۵۰ مشاهده شده‌اند.

از انقلاب
به بعد، جنگل مای ایران قربانی تخریب فزاینده هستند. به گفته معاون سازمان جنگل‌ها،
مراتع و آبخیزداری کشور، در حدود یک‌میلیون هکتار از جنگل مای اکولوژیکی غنی زاگرس
براثر پیامدهای تغییرات اقلیمی نابود شده‌اند.»

تالاب‌ها

وضعیت
تالاب‌های ایران هم اصلاً خوب نیست و اصلی‌ترین نمونه این موضوع دریاچه ارومیه
است. این دریاچه سال‌ها است که خشک‌شده و احیای آن هم روند بسیار سختی داشته و هزینه بسیار زیادی صرف این موضوع شده است.

لیلین دراین‌باره نوشت:‌ «تالاب‌ها بخش مهم
هر اکوسیستمی محسوب می‌شوند و مزایا و ارزش مای منحصربه‌فرد زیست‌محیطی، اجتماعی،
و اقتصادی ایجاد می‌کنند. تلاش‌ها برای رسیدگی به موضوع خشک شدن تالاب‌ها، به‌طور
مشخص در مورد دریاچه ارومیه در جریان است. بااین‌حال به گفته تجریشی معاون سازمان
حفاظت محیط‌زیست، ۱۸ تالاب ایران به‌کلی خشک‌شده‌اند و ۲۴ تالاب هم در وضعیت وخیمی قرار دارند.»

جابه‌جایی جمعیت روستایی

مهاجران خشک‌سالی شاید یکی از اصلی‌ترین پیامدهای خشک‌سالی ایران است که به
خوبی دارد مشاهده می‌شود.

به گزارش ایسنا علی‌محمد شاعری نماینده مردم بهشهر، نکا و گلوگاه چند  روز پیش در این رابطه گفته بود: توسعه ‌نامتوازن و ناعادلانه در کشور شکل گرفته است و به همین دلیل استان مای
کمتر توسعه‌یافته به استان مای توسعه‌یافته مهاجرت می‌کنند و تا زمانی که توسعه
متوازن و پایدار در هر منطقه شکل نگیرد نمی‌توانیم از پدیده مهاجرت جلوگیری کنیم.

چه
راهکاری داریم؟

برای پاسخ دادن به این سؤال ابتدا
باید به این سؤال پاسخ داد که اصلاً راه نجاتی وجود دارد یا نه، لیلین خبر خوبی در
این رابطه دارد.

او دراین‌باره توضیح داد: «وضعیت محیط‌زیستی
ایران فاجعه‌بار است اما یک سره ناامید کننده نیست. باگذشت زمان – در صورت اجرای
برنامه مای معقول حفاظت و مدیریت – پوشش گیاهی و حیات‌وحش پارک‌ها و مناطق حفاظت
شده از جمله رودخانه‌ها و تالاب‌ها می‌تواند جان تازه‌ای بیابد. به‌عنوان اقدام
فوری، سازمان حفاظت محیط‌زیست باید محدوده مناطق حفاظت شده‌ای را که به علت نبوِد
کافی آب و غذا رویش پذیر نیستند کاهش دهد.»

او در ادامه مقاله خود برخی راهکارهای
نجات را معرفی کرده است: «ایران تعداد زیادی کارشناس بسیار شایسته در همه رشته مای
مربوط به محیط‌زیست دارد. اما درصد ناچیزی از سیاست‌گذاران، متعهد به اتخاذ تصمیم‌گیری
مای سیاسی و مالی در سطوح بالای دولتی هستند. واضح است که رهبران ایران باید به اتفاق‌نظر
درزمینهٔ باز توسعه محیط‌زیست برسند و برنامه مای عملیاتی مناسب و پاسخگوی زمان را
بپذیرند و اعمال کنند.».

این بوم‌شناسی
است آمریکایی در ادامه آورد: « به‌عنوان بخشی از برنامه بازسازی توسعه کشور، دولت
باید مشخص کند که واردات کدام گونه محصولات کشاورزی و محصولات دیگر از نظر اقتصادی
به صرفه‌تر از تولید داخلی است . کارکرد کنونی ناکارا و پرهزینه است.»

۴۲۲۳۷

 

 ‌

 

 

شین‌آبادی‌ها کتاب زندگی‌شان را می نویسند/ این دختران هنوز کارت ملی ندارند/ عکس

شین‌آباد، شهر سردی است و از اول آذر برف و باران را به خود می‌بیند. دختربچه‌های ۱۰ ساله کلاس چهارم از معلم خود می‌خواهند تا بخاری کلاس درس را روشن کند. ساعت ۷:۳۰ صبح سرایدار با دو گالن نفت وارد کلاس می‌شود و مخزن بخاری را پر می‌کند؛ چون بخاری سوراخ بوده نفت به اطراف بخاری نشت می‌کند و آتش در آن زبانه می‌کشد.

دخترها که وحشت زده شده بودند از معلم خود می‌خواهند از کلاس بیرون بروند، اما خانم معلم که به شهادت خود بچه‌ها، سابقه تنبیه را داشته از خروج آنها ممانعت می‌کند. آن روز ۲۹ دانش آموز در کلاس بودند که یک نفر آنها بیرون می‌دود تا سرایدار را صدا کند. به علت شدت داغی، بخاری از دست سرایدار می‌افتد و آتش به کلاس نفوذ می‌کند. معلم و سرایدار از روی آتش می‌پرند و بیرون می‌روند اما دختربچه‌ها به سمت دیوارها پناه می‌برند.

“سارینا رسول زاده” و “سیران یگانه” جلوی بچه‌ها قرار می‌گیرند و آنها را به عقب هدایت می‌کنند و در نهایت جان خود را از دست می‌دهند و”آمنه” که دست‌هایش را به دیوار زده بود، انگشت‌ها و پوست دستش روی دیوار می‌ماند.

وقتی والدین بعد از ۲۰ دقیقه از راه می‌رسند، ناچار می شوند دیوارهای این اتاق آتشین را تخریب کنند تا بچه‌ها را بیرون بکشند. دخترها به بیمارستان‌های ارومیه، تهران، تبریز و اصفهان منتقل می‌شوند. از آن روز تا کنون که ۱۲ نفر از بچه‌ها که آسیب دیدگی جدی تری داشتن و حالا ۱۵ – 16 ساله شده‌اند، زیر تیغ جراحی قرار دارند و طبق گفته رئیس کمیسیون پزشکی تا ۱۵ سال دیگر نیز باید همچنان تحت عمل جراحی و مداوا باشند.

«آمنه» که به نظر می رسد چهره‌اش بیش از دیگر همکلاسی‌هایش سوخته با اعتماد بنفس صحبت می‌کند و از روزهای سختی که بر او رفت سخن می‌گوید؛ «نادیا» دلنوشته‌ای بغض آلود به مناسبت روز دختر می‌خواند و «سیما» که می‌گویند گاهی از به یاد آوردن خاطرات آن روز آذرماه از حال می‌رود با بغضی در گلو سالن را ترک می کند و می‌گوید تمایلی ندارد از خودش و آن کابوس حرف بزند. اما هر ۱۲ دختر یک خواسته مشترک دارند و آن اعزام آنها به خارج از کشور برای تسریع روند درمان است.

وقتی دخترها حرف می زنند پدرها که لباس محلی به تن دارند صبورانه گوش می‌دهند و برخی با دستمالی که در دست دارند اشک‌هایشان را پاک می‌کنند.

کتاب زندگی‌مان را می‌نویسم

“آمنه راک” می‌گوید: «اولین خواسته همه ما این است که ما را به خارج از کشور برای درمان اعزام کنند تا زودتر از این درد رها شویم. پدران و مادران ما هر روز شاهد درد ما هستند و عذاب می‌کشند. ما هر بار که به تهران می‌آییم از درس عقب می‌مانیم و چند بار درخواست معلم خصوصی داشتیم که میسر نشد و به سختی امتحان دادیم، با این حال نمره‌هایمان از ۱۹ پایین تر نمی‌آید». او دلش می خواهد معلم شود.

“سیما مرادی”، دیگر دختر شین آبادی هم از آموزش و پرورش گلایه می‌کند و می‌گوید: از آموزش و پرورش می‌خواهم به ما در درس‌هایمان کمک کنند تا بتوانیم عقب ماندگی‌هایمان را جبران کنیم. بسیاری از ما با این مشکل روبرو هستیم و چون دائم در رفت و آمد برای عمل جراحی هستیم از دروس عقب مانده و برخی را متوجه نمی‌شویم. آرزویم این است که دندانپزشک شوم، اکنون مشغول نوشتن کتاب زندگی‌مان هستم اما چون انتقادی است گمان نمی‌کنم چاپ شود.

او می‌افزاید: در بدن ما “تیشو” می‌گذارند که درد بسیار زیادی دارد. برای مرتبه اول که تیشو در گردنم کار گذاشته بودند تاثیرات خوبی دیدیم و گردنم خوب شد اما تیشوهای بعدی خوب نبودند و به پوستم آسیب زدند. تیشوها باید ۹ ماه تا یکسال در بدنمان بمانند و مراقبت از آنها بسیار سخت است اما چون جنسشان خوب نیست سوراخ می‌شوند و دوباره باید به اتاق عمل برویم تا تیشوها را در بیاورند که بسیار آزار دهنده است.

هر روز صحنه‌های زبانه کشیدن آتش در ذهنم تکرار می شود

“نسرین معروفی” دیگر شین آبادی که مانتویی با گل‌های صورتی به تن دارد و شالش را با رنگ گل‌های مانتویش ست کرده، لاک صورتی رنگش روی انگشت‌های سوخته‌اش جلب توجه می‌کند. در این سن و سال که باید اوج شادی و نشاط‌ های نوجوانی‌اش باشد تنها رویای خوب شدن در سر دارد و می‌گوید: «از کودکی‌ام لذت نبردم». او از روز حادثه به روز سیاه شین آباد یاد می‌کند و می‌گوید هر روز صحنه‌های زبانه کشیدن آتش در ذهنم تکرار می شود و از یادم نمی‌رود.

“نادیا صالح” نیز می‌گوید: هر روز تقاص دختر بودنمان را پس می‌دهیم. می‌گویند برای ما ننگ است که شما را به خارج از کشور بفرستیم. در پاسخ باید گفت که آیا ننگ نیست که هر روز ۱۲ خانواده با دیدن ما می‌سوزند و دو خانواده دیگر داغدار شده‌اند؟

از آینه بدم می‌آید

«نمی‌دانم از کدام دردهایم بگویم. دردهایی که چند سال است زیر آوارش زندگی می‌کنیم. از آرزوی زیبایی تا آرزوی داشتن یک زندگی بدون درد و رنج. از آینه بدمان می‌آید که واقعیت را نشانمان می‌دهد و حتی نمی‌توانیم لباسی را که دوست داریم بپوشیم. دکترها گفته‌اند درمان ما تا ۱۵ سال دیگر طول می‌کشد. تا آن زمان ۳۰ ساله شده‌ایم و جوانی‌مان از بین رفته است. چرا باید چوب نبود امکانات در مدرسه را بخوریم؟ دولت کوتاهی کرده اما حالا جواب ما را نمی‌دهد. هفته پیش با گریه از خواب پریدم و دوباره در خواب سوختم و زخم‌هایم تازه شدند.» این‌ها حرف‌های دل “شادی” است.

“آرزو طاهرآبادی”، دیگر دختر شین آبادی هم می‌گوید: طاقت و تحمل این همه درد را نداریم. سالی پنج شش بار باید عمل شویم و این بیهوشی‌ها تاثیرات بدی روی بدنمان می‌گذارد. در این شش سال تنها یک بار با روانشناس حرف زده‌ایم و با این روح و روان آزرده شب ها را صبح می‌کنیم و کابوس‌های شبانه زجرمان می‌دهد.

“فریده امیدوار” دیگر دختر شین‌آبادی که گوش‌هایش سوخته و شش انگشتش را در حادثه آتش سوزی مدرسه از دست داده در این سال‌ها به پروتز انگشتانش امید داشت که آن هم به دلیل هزینه بالا هنوز انجام نشده است .

سوختن دختران شین آباد واقعیتی تلخ از بی‌تدبیری مسئولان

“حسین احمدی نیاز”، وکیل دختران شین آباد معتقد است سوختن دختران شین آباد واقعیتی تلخ از بی‌تدبیری مسئولان ما در ادوار مختلف هستند.

او می‌گوید: بچه‌ها باید زیر پوست خود وسیله‌ای به نام “تیشو” قرار دهند که باعث تولید و احیای بافت پوست می‌شود. آنها باید دقت کنند در این چند ماه تیشوها پاره نشوند. کما اینکه اتفاق افتاده است که این وسیله‌ها سوراخ شده‌اند که عفونت و درد شدید به همراه داشته‌اند و باعث شده‌ دخترها مجدد تحت عمل جراحی قرار بگیرند. آنها از سال ۹۱ این رنج را با خود به همراه دارند. رنج سوختن و درد سوختگی با سن آنها بزرگ شده است.

او با اشاره به اینکه چون دختران شین آباد اثر انگشت ندارند برای دریافت کارت ملی با مشکلاتی روبه‌رو شده‌اند می‌گوید: دیوار بزرگی بین این دخترها و جامعه ایجاد شده و نگاه ترحم آمیز آزارشان می‌دهد. در حالی که آنها تنها به دنبال احقاق حق و کرامت خویش هستند که با خودشان سوخته است. آتش گرفتن این مدرسه به علت بی مسئولیتی مسئولان وقت بود. دولت موظف است حقوق این دانش آموزان را بپردازد در حالیکه تا امروز هر حقی به والدین آنها داده گاه با منت، تحقیر و دوندگی بسیار همراه بوده است.

قول و وعده وزیر بهداشت برای اعزام دختران به خارج از کشور

او به برگزاری کنگره بین‌المللی سوختگی و دیدار دختران با وزیر بهداشت در حاشیه این کنگره اشاره می‌کند و می‌گوید: وزیر بهداشت به همه این دخترها وعده داد مقدمات اعزام آنها به خارج از کشور برای ادامه درمان فراهم کند و حتی اگر بودجه دولتی تامین نشد از جیب خودش هزینه درمان آنها را بپردازد. در حالیکه تا کنون این وعده محقق نشده است.

پدران و دختران صحبت وکیل‌ را تایید می‌کنند

احمدی نیاز از کادر بیمارستان حضرت فاطمه (س) قدردانی می‌کند و می‌گوید: متاسفانه در بیمارستان امکانات کافی و مناسب برای ادامه درمان بچه‌ها وجود ندارد و اغلب دستگاه‌های آنها فرسوده است. قرار بود تجهیزات جدیدی خریداری شود و حتی والدین دختران اعلام کردند که بودجه اعزام دخترانشان به خارج از کشور صرف ارتقای تجهیزات این بیمارستان می‌شود اما تا کنون این وعده‌ها عملی نشده و همچنان پیگیر هستند.

او با اشاره به انجام ۳۶۰ عمل جراحی تا به امروز بر روی دختران شین آباد می‌گوید: مسافت پیرانشهر تا تهران طولانی است و بعضا ۱۷ تا ۱۸ ساعت طول می‌کشد. وزارت آموزش و پرورش قرار بود برای تحصیل و آمد و رفت بچه‌ها بودجه‌ای اختصاص دهد که تا امروز محقق نشده است. سازمان مدیریت نیز بودجه‌ای برای درمان به وزارت بهداشت اختصاص داد اما پرداخت آن تا کنون با مشکل مواجه شده است و بیمارستان فاطمه (س) مدعی است بودجه‌ای دریافت نکرده است. در نهایت دود همه این مشکلات به چشم دخترها می‌رود. آنها با دردسر درمان شده‌اند. با این حال کمیسیون پزشکی بنا به دلایلی که هنوز نمی‌دانیم چیست با این اعزام مخالفت کرده است که با وعده وزیر بهداشت در تعارض است.

او با بیان اینکه مدارک دختر ها را برای چند پزشک ایرانی مقیم آمریکا ارسال شده و آنها برای درمان اعلام آمادگی کردند، می‌گوید: این دخترها دوران نوجوانی را طی کرده‌اند و در آستانه ورود به دوران جوانی هستند و اگر قرار باشد تا ۱۵ سال دیگر زیر تیغ جراحی بمانند زندگی‌شان نابود می‌شود. باید به این وضعیت بغرنج پایان داده شود. بس است درد و رنج برای این وضعیت و وعده‌های توخالی. امیدواریم مسئولین به تعهدات خودشان پایبند بمانند و این دخترها که دیگر تاب و توان تیغ جراحی را ندارند برای درمان به خارج از کشور بفرستند. این حق طبیعی آنهاست و برای دولت تکلیف است که هزینه‌های آنها را بپردازد.

دیه دختران متوفی هنوز پرداخت نشده است

وکیل دختران شین آباد با بیان اینکه هفت سال از آن حادثه گذشته اما هنوز دیه “سیران” به طور کامل پرداخت نشده است اظهار می‌کند: آنها مبلغی در همان سال برای جبران خسارت به خانواده دو دانش آموز کشته شده دادند اما هنوز دیه کامل پرداخت نشده است. همچنین دولت تعهد داده بود پدر دو دانش آموز متوفی استخدام شوند که هنوز یکی از آنها باقیمانده است. اکثر والدین به علت رفت و آمد فراوان به تهران کار خود را از دست داده‌اند.

او با بیان اینکه عمل‌های جدید دیه‌های جدیدی را به دنبال دارد و تقاضا داریم دیه‌های جدید برای دختران برقرار شود، گفت: دولت زیر بار این مسئله نمی‌رود. مهمترین خواسته بچه‌ها شاد زیستن است، آنها گذشته خود را از دست داده‌اند و کودکی نکرده‌اند و آرزوی‌شان این است که مانند دیگر مردم به صورت عادی در جامعه حضور یابند.

کار برخی مسئولان یا نمایشی است یا با منت

پدر “سیما شادکام” یکی از دختران سوخته شین آباد که به نظر می رسد از حجم مشکلات درمان دخترش به ستوه آمده از برخوردهای نامناسبی که با بچه‌ها دارند گلایه می‌کند و می‌گوید: به هر اداره‌ای می‌رویم درها باز هستند، اما متاسفانه خیلی کارها نمایشی است. به ما گفته بودند کلاس تقویتی برای دخترها می‌گذارند در حالیکه دو روز مانده به امتحان یک کلاس مرور درس برای آنها برگزار می‌کنند که دیگر اسمش کلاس تقویتی نیست و مرور درس است. متاسفانه بعضی مسئولین یا کارهای نمایشی می‌کنند یا منت می‌گذارند.

در تهران چند ساعت آواره بودیم تا باشگاه فرهنگیان پذیرشمان کند

یکی دیگر از پدران دختران شین آباد به مشکلات رفت و آمد به تهران اشاره می‌کند و می‌گوید: هر بار که وقت عمل داریم و می‌خواهیم به تهران بیاییم باید از آموزش و پرورش پیرانشهر بخواهیم به تهران نامه بزند و هماهنگی انجام دهد. دفعه آخر با آموزش و پرورش پیرانشهر هماهنگ شدیم اما به تهران که آمدیم ما را پذیرش نکردند و چند ساعتی در خیابان‌ها مانده بودیم تا بالاخره توانستیم در باشگاه فرهنگیان ساکن شویم. وضعیت شغلی ما آنچنان که باید خوب نیست. قرار بود مشاور و روانپزشک به بچه‌ها بدهند اما از شش سال گذشته تا امروز تنها یک مرتبه با روانشناس دیدار داشته‌اند. درخواست داریم ملاقاتی با وزیر بهداشت داشته باشیم .

“رحمان اسماعیل پور” یکی دیگر از پدران دختران شین آباد با بیان اینکه نگرانی و اضطراب همه این خانواده‌ها درمان فرزندانشان است، می‌گوید: قرار بود وقتی برای ویزیت به تهران می‌آییم وقت ویزیت ویژه داشته باشیم اما باز هم باید مثل دیگر بیمارها در نوبت‌های طولانی بمانیم ، حتی یک مرتبه از پیرانشهر به تهران آمدیم اما دکتر ما را ویزیت نکرد. چرا باید هر روز و هر ساعت پیگیر درمان باشیم. چرا قول می‌دهند اما به آن عمل نمی‌کنند؟ قرار بود به جای مفصل‌های بچه‌ها که خشک شده مفصل مصنوعی بگذارند اما هنوز این کار را انجام نداده‌اند. تیشوهایی که برای بچه ها کار می گذارند کیفیت خوبی ندارد و باعث عفونت می‌شوند.

دختران شین آبادی تنها یک خواسته مشترک دارند و آن هم اعزام به خارج از کشور برای درمان چون بدن‌های نحیف آنها دیگر توان سالی 3 -4 جراحی تا 15 سال دیگر را ندارد، آنها می‌گوید که اگر فرزندان خود مسئولان هم جای ما بود، اینگونه رفتار می کردند.

۴۲۲۳۸

مرگ راننده پراید در تصادف با خاور

جلال ملکی در تشریح تصادف صبح امروز با بیان اینکه در ساعت 7:34 امروز یک مورد تصادف در منطقه زیرپل سیمان در محدوده دولت آباد به سامانه 125 اعلام شد گفت: بلافاصله دو ایستگاه آتش نشانی از دو مسیر مختلف به محل حادثه اعزام شدند که در محل حادثه مشخص می‌شود یک دستگاه خودروی سواری پراید با سه نفر سرنشین با یک دستگاه خودروی خاور برخورد کرده است.

وی با بیان اینکه در اثر این حادثه سه نفر سرنشین پراید اعم از دو خانم و یک آقا داخل خودرو محبوس شده بودند، گفت: بلافاصله ماموران آتش نشانی اقدامات ایمنی‌سازی را انجام داده و با استفاده از تجهیزات هیدرولیکی،‌ خودروی پراید را برش داده و هر سه سرنشین را خارج کردند.

ملکی با بیان اینکه دو سرنشین زن پراید از نقاط مختلف دچار جراحت شده بودند که تحویل عوامل اورژانس داده شدند گفت: متاسفانه راننده 55 ساله پراید نیز جان باخته بود . ماموران در پایان پس از ایمن سازی محل حادثه را برای بررسی علت تحویل ماموران پلیس دادن

۴۲۲۳۷

خطر در کمین پرسپولیس؛ این بار محرومیت از نقل و انتقالات زمستانی؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ باشگاه پرسپولیس که حضور موفقی در نقل و انتقالات داشته، امیدوار است از نیم فصل دوم بتواند از بازیکنانی چون ترابی و رفیعی در ترکیب خود استفاده کند. این باشگاه خیلی هوشمندانه در نقل و انتقالات عمل کرد و حالا به لیگ امسال هم امیدوار است. در همین حال آنها نگران آینده هم هستند.پرسپولیس باید تا 11 تیرماه طلب دایی و دو نفر دیگر را که رقم آن نزدیک به 4 میلیارد بود می پرداختند ولی چون مشکل مالی داشتند از کمیته تعیین وضعیت زمان خواستند. حالا خبر می رسد آنها تا 11 شهریور ماه فرصت پرداخت این بدهی ها و ارسال مدارک خود را به کنفدراسیون فوتبال آسیا دارند. گرشاسبی امیدوار است به هر شکل ممکن مشکل را حل کند وگرنه آنها از نقل و انتقالات زمستانی هم محروم می شوند.

252 43

 

 

محسن هاشمی: دلواپسان با حاکمیت چالش پیدا کرده اند/بروز بحرانهایی مانند دی 96 ممکن است

سیاست  احزاب و شخصیت‌ها – انتخاب نوشت:محسن هاشمی رفسنجانی گفت: شاید بتوان کمتر مقطعی را طی دوره 40 ساله انقلاب اسلامی پیدا کرد که ما بدین شکل با بحرانهای همزاد مواجه بوده باشیم.

پابان حالت فوق‌العاده در ترکیه

به گزارش خبرگزاری آناتولی، دولت آنکارا در تاریخ ۲۰ ژوئیه سال ۲۰۱۶ میلادی به دنبال کودتای نافرجام صورت گرفته توسط سازمان “تروریستی” فتح الله گولن و رهبر این گروه که در آمریکا مستقر است برای نخستین بار حالت فوق‌العاده‌ای را در ترکیه اعلام کرد؛ کودتایی که در جریان آن ۲۵۱ تن کشته و نزدیک به ۲۲۰۰ تن دیگر زخمی شدند.

برای اعمال یک حالت فوق‌العاده دولت باید نشانه‌های جدی خشونت گسترده را که ممکن است با جو دموکراتیک یا آزادی‌ها و حقوق اولیه و قانونی شهروندانش در تداخل باشد، پیش‌بینی کند.

تحت این حالت فوق‌العاده ده‌ها هزار تن از مردم بازداشت و یا از مشاغل خود برکنار شدند. با این حال دولت آنکارا در آوریل سال جاری میلادی تصمیم گرفت تا برای هفتمین بار حالت فوق‌العاده را به مدت سه ماه تمدید کند.

این تصمیم چند هفته پس از آن صورت گرفت که رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه مجددا به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شد.

در جریان کمپین انتخابات نامزدهای احزاب اپوزیسیون اعلام کرده بودند که اگر پیروز شوند، نخستین کاری که انجام می‌دهند این است که به حالت فوق‌العاده پایان دهند.

بر اساس آمار رسمی و گزارش‌های سازمان‌های غیر دولتی، از زمان آغاز حالت فوق‌العاده بیش از ۱۰۷ هزار تن از مشاغل خود در بخش دولتی برکنار شده و بیش از ۵۰ هزار تن دیگر نیز به زندان افتاده‌اند.

بسیاری از افرادی که از مشاغل خود اخراج شده‌اند متهم به حمایت از فتح الله گولن رهبر سازمان گولن که در تبعید خودخواسته در آمریکا به سر می‌برد، هستند. ترکیه، گولن و طرفدارانش را به سازماندهی کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ میلادی متهم می‌کند. اما گولن شخصا این اتهامات را رد کرده است.

49311

تغییر مجدد ساعت پذیرش در مراکز تعویض پلاک پایتخت از شنبه

 سرهنگ علی محمدی اظهار کرد: ساعت پذیرش مراکز شماره‌گذاری و تعویض پلاک در تهران از ۳۱ تیر ماه شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۷ تا ۱۴ و پنجشنبه از ساعت ۷ تا ۱۲ خواهد بود.

وی تاکید کرد: بدیهی است ساعات یاد شده، صرفا ساعت پذیرش مراکز بوده و در صورتی‌که شهروندان در داخل مراکز پذیرش شده باشند تا هر ساعتی که کار آنها ادامه داشته باشد نسبت به ارائه خدمات به این افراد اقدام می‌شود.

 

1717

 

بازگشت به فوتبال پس از ۲ سال؛ پیروزی اراده بر مصدومیت هولناک

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ سانتی کازورلا هافبک اسپانیایی تیم
ویارئال توانست شب گذشته توانست پس از حدود دو سال دوری از زمین فوتبال، بار دیگر
پا به مستطیل سبز بگذارد.

کازورلا زمانی که در آرسنال بازی می کرد از ناحیه تاندون آشیل دچار
مصدومیت شد و پس از آن هم عفونتی شدید به سراغ محل مصدومیت او آمد. عفونتی که
نزدیک بود به قطع شدن پایش منجر شود. کازورلا که از سال گذشته تا الان چیزی حدود 8
عمل انجام داده بود، بار دیگر سلامت خود را باز یافت و توانست برای تیم جدیدش بعد
از 636 به میدان برود.

 

 

254 41